بلندی های بادگیر

طرحی از یک زندگی :)

بلندی های بادگیر

طرحی از یک زندگی :)

۱۲ مطلب با موضوع «کنکورنوشت» ثبت شده است

با توپ پر اومدم ..امروز تلنگر خوردم

ای کاش زودتر کلاس زبان برگزار میشد ک زودتر ب خودم بیامو هفتم خراب نمیشد

استاد درباره دانش اموز سال94ش گفت که با وجود سردردهاش مداوم وزیاد میخوند حتی اگه دکتر میرفت تا صبح بیدار میموند تا جبرانش کنه تا خط قرمز برنامه ش رعایت شه

اون وقت من چیکار کردم ؟؟ نتنها دارم عقب میفتم بلکه تلاشی برای جبرانش نکردم:(((

خدا کنه دیگه جا نمونم دیگه کم کاری نکنم ...گاهی هدفام یادم میره بی حوصله میشم خسته میشم ضعیف میشم یادم میره هر روز هدفمو یاد اوری کنم

یادم میره چرا موندم پشت کنکور :(

بغض وقت انتخاب رشته رو یادم میره یادم میره دلم قبول نمیکرد بهداشت یا شیمی یا ... رو بذارم تو انتخابام :(((

یادم میره چقدر اون شب گریه کردم ..صدای شکستنمو یادم میره..صدای مشاور رو یادم میره ک میگفت مرز هستی ای کاش کمی بیشتر میجنگیدی

یادم میره من دوساله پشت کنکور موندم و این اخریشه

 

میخوام اینبار سربلند بیرون بیام از امتحانم :)

۵ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۱ آبان ۹۶ ، ۱۸:۲۶
هانا
بعد خوردن صبحانه همینطور اومدم رو تخت ولو شدم و با خودم ی آهنگ غمگین زمزمه کردم ...حالم یجوریه پر از بی حوصلگی شدم امروز.فردا آزمون دارم و دل و دماغ برا خوندن ندارم چون از نظرم این ی روز نمیتونم چیز خاصی جلو ببرم چون زیستی ک جا موندم تو ی روز جبران نمیشه
ولی خوبه برا اولین جامع سنجش وقت برا جبران هست درکل ناامید نیستم اما امروز رو حوصله ندارم:/ 
دلم میخواد هر چه زوتر آزمون بدم و ضعفام رو بفهمم این ی ماهو دیمی خوندم و نمیدونم کجا اشتباه رفتم ¿¿
● اگه آزمون نمیری و منتظر جامع هستی از نظرم سخت در اشتباهی ..
این هفته اصلن خوب نبود تایم کمتر از شش ساعت و کمتر حتی :||| 
دارم فکر میکنم اگه سال آینده قرار باشه ب جمع کنکوری اضافه بشه ممکنه رتبم بدتر شه که:'( باید بیشتر تلاش کنم نباید وقتو از دست بدم و موندم بی ثمر بشه ..خستگیم بی ثمر بشه تنه موندم تو خونه و ۱۹سالگیم بی ثمر بشه
تکمیل ظرفیت هم از طرفی دیوونه کرده منو گاهی میگم رشته های دیگه هم بزارم و برم از طرفی دلم راضی نمیشه😒 
ینی واقعا آنجایی ک میخواستم برم طوفآنی بوده ک خدا نخواسته برم؟ ندونستن  حکمت خدا اذیتم میکنه دوس دارم بهم بگه چرا -_-
این حالمو دوست ندارم...

۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۱ آبان ۹۶ ، ۱۰:۵۰
هانا

علت جو گیر شدن ی هفته ای من چیه واقعا ؟؟؟؟

باید بخونم نباید اسفند و با حسرت نخوندن ماهای قبل به فروردین برسونم نمیخوام اردیبهشت دستام خالی باشه و هول باشم و انتخابی دو سه تا فصل بخونم

میخوام با امادگی بیشتری سر جلسه برم :) خوشحال وشاد با ی روحیه فوقالعاده

اره حرف مردم ناراحت کننده س اما نظر خودت مهمه اینکه واقعا هدف داشتی و با نمره های خوبی دبیرستانو تموم کردی حیفه نتونی رشته خوب ومورد علاقتو بخونی حیفه دست از رویاهات بکشی و حسرت بعدش ....

برای جبران و تنبیه تنبلی هام جمعه خبری از گوشی نخواهد بود و بعد ازمون درس میخونم مهم نیست چی اما میخونم

انشالله نتبجه کارنامه هامو اینجا ثبت میکنم :) تلاش برای رسیدن ب تراز 7هزار (پارسال 6بودم وکم کم افت کردم بخاطر نداشتن روحیه)

راه سال قبلو طی نمیکنم

دیگه دارم از کم خوندن یا نخوندنام میترسم ...منتظرم از جاهای خوب مطالعم بنویسم اونم مداوم:)


#راه پیش رو :)          بریم بترکونیم کنکورو*


هلپ : زیست فاگو بهتره یا نشرالگو ؟؟؟؟ من فاگو خریدم اما طولانی وباعث شده از زیست سنجش جا بمونم بنظرتون با نشر الگو میشه ب درصد خوبی رسید یا کلن من اشتباه زدم:/ ؟فاگو خیلی خوبه اما طولانی:(



۴ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۸ آبان ۹۶ ، ۱۵:۲۶
هانا

بسی نفسم بالا نمیاد همچنان با فکری مشغول سرم روی فاگوزیسته و کرنومترم همینطور تند تند ب دقیقه هاش اضافه میشه

فکرم مشغول دنیایی شده ک تهش هیچه و من ب این فکر میکنم ک دارم برای هیچ میپیچم ...دلم میگیره و میگم ای کاش ی رشته ای میرفتم حالا چ فرقی میکرد خوبیش این بود بقیه دست از سرم بر میداشتن و ذهنم آزاد میشد و حتی خودمم ازاد میشدم از شر کنکور

اینا همه ش تو سرم میپیچه مث ی خوره اما هی میگم اعوذ بلالله من افکار منفی😆 

امروز صبح بعد ی ساعت خوندن برای از بین بردن افکارم درمورد خواهرم و اینکه بعدا چی میشه فیلم مورد علاقمو گذاشتم و سعی کردم از هر فکری مغزم خالی کنم و توجهم بدم ب س تا بازیگر جذاب و عالی ک ی رمانس معصومانه  بینشونه بعد دیدن فیلماش دلم هوایی میشه و میگم منم از این میخوام:)) اصن شبیه این صورت و سیرت هنوزم پیدا میشه:)؟؟؟

اما ی ترس برام باقی موند اونم اینکه نکنه نتونم زیست رو جبران کنم نکنه از دوستام عقب بونم و اونا هی پیشرفت کنن و من پس رفت:(

+دیروز نشستم دوتا کتاب خوندم ک یکیش صدو یک درس زندگی از سیره حضرب علی بود.که وری نایس*_*

دیگری هم درمورد نیازهای مادر و جنین بود ..بهر حال شاید سال بعد ماما شدم و حتی اگه نشد ب درد خودم میخوره😜  ی جور شیطنت بود چون دزدکی خوندمش:/ :)))

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۷ آبان ۹۶ ، ۱۳:۴۰
هانا
طبق قرار جمعه گوشیمو بهم دادن و اینقدر مشغول بودم ک نشد بیام 
هفته ی خوبی بود و راضی بودم از افزایشم ...اینبار جمعا۳۷ساعت:)
میدونم هنوزم کلی کمه اما برای رو غلتک افتادن خوبه 😁
جمعه ازمون سنجش دارم چند روز قبل شک کردم بهش اما بعد نگاه کردن ب برنامه بقیه ازمونا گفتم نه همین درسته ..! 
زیست پیشروی خوبی ندارم و شدیدا کندم و هنوز ی فصل خوندم 😣 :((
وقتایی ک میرم کلاس زبان کلی انرژی میگیرم اخه هیچکی نمیفهمه پشت کنکوری م میپرسن کلاس چندمی:)) و من کلی انرژی میگیرم 😁
امروز حوصله خوندن نداشتم ینی داشتما اما الکی فکرم مشغوله
شما در چه حالید ؟؟؟این هفته چقدر خوندین؟ :)



۱ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۶ آبان ۹۶ ، ۱۴:۳۶
هانا

چند روز پیش پستهایی دیدم درمورد 15سال اینده شون مینویسن منم دلم میخواست بنویسم و خودمو دعوت کردم ب چالش:)) هر چند فکر کردما از اینکه 15سال دیگه 34ساله میشم بدم اومد :)))) عاقاااا من دوس ندارم پیر شم :|

اما خب مطمینن ی خانوم شاغل هستم اک احتمالا متاهل هم هست :) توی شغلم با علاقه کار میکنم نمیدونم اون چیه دندون یا پیرا اما دوسش دارم:) 

منو همسرم چند وقت ی بار میریم اسباب بازی فروشی و با ی عالمه اسباب بازی خوشگل میریم شیرخوارگاه (البته قبلش اینکارو مجردی انجام میدادم) من عاشق بچه هام^_^ خودمونم احتملا تازگیا یا قبل ترش یک الی دو فسقلی ناز نازی داریم و من چقد اسم ریحانه رو دوس دارم اسمی ک علاوه بر اهنگ قشنگ بوی خوبی داره:) برا پسرم سامیار  همینارو دوز دارم فعلن :)))

مامانم عاشق نوه هاشه ..بابامم ی بابا بزرگ عالی میشه ..این موضوع جا نیقته ک مامان بزرگشونم لنگه نداره :-*

بیشتر از این دلم نمیخواد تصور کنم اخه من ک خبری از اینده ندارم همه تصوراتم همینقدر یا بیشتر مبهمه :/

.

.

ی سوالی ک همیشه برام پیش میاد اینه که چرا خیلیا فیلم هندی دوس ندارن بقیه رو هم بخاطر دیدنش مسخره میکنن یا با ی پوز خند کریه میگن مگه تو هندی میبینی هه :/....خب ممکنه ی لحظه پیش خودتون فکر کنید د اخه ب من چه؟؟ :/   خب منم فیلمای سلیقه شماورو دوس ندارم !!

من خیلی فیلم میبینم اما ن هر فیلمیو و فیلمای هندی هم ک میبینم خاصن برام. اونقدر دوسشون دارم ک حد نداره البته بازیگر مردشو بیشتر(پس کله اش را با خنده میخاراند)

نمیدونم چطور ممکنه کسی از اهنگ هندی هم حتی خوشش نیاد؟ (همسر اینده من حتما باید دوس داشته باشه ..یعنی چه که!!!)

.

.

وضع درسامم خوبه خدارو شکر در حال افزایش ساعت هست بجز دیروز ک بخاطر  باشگاه کلی نخوندم حتی وقتی برگشتمم حس درس پرید!

من نباید از بقیه جا بمونم روپوش سفید بیشتر از هر کسی بهم میاد چرا ک نه؟(سقفمونم سالمه:) )

++تصمیم دارم امسال دوران پشت کنکوری شادی برا خودم بسازم بیاید ب هم دیگه کمک کنیم و انرژی مثبت بفرستیم ..چه قد خوبه بعضیا هستن همیشه بهت روحیه میدن و از زبونشون درست استفاده میکنن:)


عاخ ک چقدر من فیلم سیندرلا رو دوس میدارم.. فیلمای فانتزی از این قبیل خیلییی خوبن وقتی میبینمشون این طوری میشم :  *_*  


#Be kind :)


۲ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۲ آبان ۹۶ ، ۰۸:۴۸
هانا

سلام :)

جدا این امارا درسته ؟ینی این همه بازدید بدون نظر:/ 

نزدیک ی هفته س درس نخوندم و از صبح شروع کردم ...دست خودم نیس اونجور روزا اصلن نمیتونم بخونم همش دلم میخواد دراز کش باشم یا فیلم ببینم حساب کردم اگه من هر ماه ی هفته بخاطرش نخونم میشه حدودا ۱۰۰روز!!! ینی پسرا صد روز تلف شده منو میخونن خب این عدالت نیس:||| 

این مدت همشم شبا دیر میخوابیدم و فکرم مشغول اینده ی مبهمم بود علوم ورزشی فک کنم قبول شدم اما نمیخوام برم باید برای بار اخر شانسمو امتحان میکنم برای رشته بهتر :)  امیدوارم بشه دعا کنیدبهتر بشه  

#اخرین شانس

فعلن خیلی کند پیش رفتم و اختصاصیا هیچکدوم ی فصل کامل رو نخوندم فقط همین باعث ناراحتیم شده

۸ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۷ مهر ۹۶ ، ۱۱:۳۰
هانا

این فرصت اخریه که دارم

میخوام و میتونم ک تغییر کنم فقط کافیه برنامه هامو با دقت پیش ببرم امروز تا الان بهتره نسبت ب روزای قبل درسته هنوز کمه 2ساعت خوندن تا قبل از ظهر ...برنامه بیشتری نوشتم اما خب بازم بازیگوشی :|  اهنگ گوش دادن و کمی هم سریال گمگشته -__-

اما قول میدم ظهر عالی باشه و جبران کنم ادبیات و ریاضیو

ی وخت بی کلاسی نباشه من تند تند میام :))

چه میشه کرد نوشتن دوس دارم:)

امسال هدفایی گذاشتم ک از قبلم داشتمشون اما الان بولدش کردم تا انگیزه م همیشه روشن باشه

.......................

.......................

پاک کردم ک ی وقت ریا نباشه .. نتونستم انتشار کنم !!!

++دلم برا گوشیم تنگ شده هر شب ک میرم بخوابم جای خالیشو حس میکنم بیشتر از هر وقتی !!! شبا اهنگ میزاشتم با هندزفری و گاهی با دوستای جغدم میحرفیدم گاهی هم اینستا گردی تا وقتی یا شارژ تموم میشد یا چشم من درمیومد.....اما این شبا از اینا خبری نیست و خیلی چشمم راحته و دستم از گرفتن گوشی خسته نمیشه :))))

+++بیشتر از هرروز و هرروز بیشتر عاشق پدر ومادرم میشم خدا همه پدر ومادرا رو حفظ کنه ...تحمل اینکه روزی نبینمشون دیوونه م میکنه خدا جونم..مهربونم ..سالم وخوشحال باشن فرشته هام*_*


دلتون شاد :) بریم سراغ تستامون ^_^


۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۸ مهر ۹۶ ، ۱۲:۲۶
هانا

نتیجه تصویری برای بیت دلتنگی برای دوست

دلتنگم...
مثل خیلی از روزهای زندگانی ام.
این روزها هیچ کس شریک غم و دلتنگی آدمها نیست؛
تنها همدم تنهایی ها و بی کسی هایم، یک قلم و چند ورق کاغذ تا نخورده است.
اگر روزی کاغذهایم تمام شوند چه کنم؟!!!


+امروز شدیدا حس دلتنگی میکنم صبح خواب دوستامو دیدم فکرشم نمیکردم اینقد دلتنگشون باشم از تعداد کمی که قبول شدن و رفتن دنبال سرنوشتشون یکیشون خیلی صمیمی ام و امروز دلم برا تلفنای دزدکیمون تنگ شده تلفنایی که ی قرار شده بود.. برای فرار از دلتنگیا و افسردگیای پشت کنکورمون ...برای مدرسه هم دلم تنگ شد کمی

این حجم از دلتنگی نامردیه ...ی حسی اون ته ته دلم میخواد ازاد باشه میخواد زودتر ب ارزوهاش برسه ..سرکشه ودلش نمیخواد سختی بکشه دلش میخواد الان کنار دوستای دیگش دانشجو بود ...میدونم میدونم دانشگاه همچین اش دهن سوزی نیس عیب نداره سال دیگه دیر نشده

اما با دلم چیکار کنم ...این چند روز چیزی جز تنبلی نداشتم ...این نه ماه همینطور ک توی چشم بهم زدن میگذره اما دیر میگذره.. بد میگذره ..با دلی که پر از بغض های خورده شده اس ...

اونقدر دلتنگ ک میل سخنم نیست با هیچ کس....نمیتونم ب کس دیگه زنگ بزنم ..دلم نمیخواد برم جایی ...چرا اینطوری میشه ؟ پس عهدی ک با خودم بستم چی پس هدف دندون پزشکی چی میشه ..با این کارا دارم همشو خراب میکنم نکنه برسه ب عید و نرسم اونطور ک باید میخوندم بخونم وای فکرشم وحشتناکه

تکمیل ظرفیت هم موضوعیه ک فکرمو درگیر کرده نمیدونم واقعا... مامایی دوس دارم اما میخوام شانسمو برای دندون امتحان کنم از طرفیم اینطور کم تحملم و خب ممکنه مامایی هم برام نگیره ..حاضرم نیستم برم رشته های غیر از پیرا ...عجب بساطیه

تنها بودن توی مسیر خیلی بده :((

 ..و کسی هم جز خدا نیست ک بهش غر بزنی.. گله کنی .. گریه کنی و اروم شی اما بد ماجرا اونجاس نمیتونی گریه کنی و دلت سنگینی میکنه و خودتم دلیلشو نمیدونی !!!!

 این نیز بگذرد ...

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۷ مهر ۹۶ ، ۰۹:۲۲
هانا

این دوسه روز ی جورایی دست گرمی بودن یعنی درست و حسابی نخوندم شاید امروز یک ساعت روزای قبل کمتر حتی

امروز رفتم خرید کتاب تستای جدیدم ک قراره یلی بهم کمک کنن و منم عاشقشونم ی کلاسور جدید ی مداد نیشی خوشگل خودکار وغیره :)

واقعا خرید حالمو خوب میکنه ینی ناجورا:)))

خیلی برام عجیبه ک امسال سال اخره راستش نمیخوام باور کنم اما خب خوبیش اینه احساس میکنم تلاش وارادم بیشتر میشه همچون کارای دقیقه نود :)

امیدوارم این حس تا اخرش باهام بمونه وخستگی ناپذیر بخونم

++ میخوام هدفمو دندون بذارم ... نمیدونم چقد دوسش دارم ویا بدرد من میخوره یا نه اما میخوام هدفمو بالا انتخاب کنم ک ی وقت کم نذارم وگرنه مامایی هم دوس دارم کسی نظری درباره این شغل (ماما)داره یا خودش ماما هست بهم بگه ممنون میشم :*

اینجا مث یه دفتر خاطره جدیده برام و دلم نمیاد مطلب زیادی بذارم ک خراب شه :))) بذارید ب پای تازه کاریم و نو بودن وبم:)

اکثرا جمعه ها یا وقتایی که دلم بگیره مینویسم چون نمیخوام از درسا عقب بمونم

اینجا رو زدم چون میدونم بازم تو این راه تنهام شاید اینجا دنبال روحیه بودم ک با نظرات داده میشه چون ارتباط با دنیای بیرونم کمتر میشه

بنظرم فوق العاده است ارتباط مجازی..بدون ماسک...قبول دارید؟   O_o


۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۲ مهر ۹۶ ، ۲۱:۰۴
هانا