بلندی های بادگیر

طرحی از یک زندگی :)

طرحی از یک زندگی :)

بلندی های بادگیر

من خود قدرت زندگی خویشتنم..
من آزادم تا خودم باشم
:)
.
.
از من تا حال خوب مسافت زیادی باقیست...

۹۳ مطلب با موضوع «کنکورنوشت» ثبت شده است

راهی ک رفتم رو دوس دارم ؟؟اما ایا می ارزه؟  نمیدونم واقعا 

من بریدم من خسته م 

من گاهی ناتوان میشم هانا !!

تو دیگه ازم ناراضی نشو ی وقتی... زمان های جلوتر..دوران سختیِ هر چند ک سعیم این بوده خوب بگذره

فقط میخوام شهریور پشت سرتو نگاه نکنی و بری (ینی به حرف خودم گوش کنم؟) 

فقط برو ..(!!!)

خوش بگذرون ..تجربه کن 

 موندن امکان پذیره اره هست اما اصلن خوب نیست ...روحت پژمرده میشه..شادابیو از دست میدی (چرا الان این چیزا رو یادم رفته اما؟گاهی یه حسی که نمیدونم از کجا میاد میگه جا داشت بمون ولی خب میدونم گوه زیادیِ:/ 

اطرافیان هم هر کی نظری داره ممکنه شما هم بگی نمون:) اخ هم میخوام رتبه ها هر چی زودتر بیاد تکلیفم روشن شه هم میخوام صد سال سیاه نیاد:/  ) 


ادامه ی نوشته توسط نویسنده حذف شده است ! چون از بحث مربوط به اون موقع و درسا و مشاورا حالش بهم میخورد:/


یه عالمه از دوران کنکور پیش نویس وغرغر دارم:| یکی انتشار دوتا پیش نویس در این حد:|       

      این یکیش متعلق به اسفند 96

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۸ تیر ۹۷ ، ۰۹:۰۳
هانا

باروش سخته برام یک ساااال گذشت که نوشتنش چیزی نیست اما وقت زیادی یه عمره اصن:دی

درست برعکس سال قبل بودم 

تمام حس های خوب رو قبل امتحان داشتم و دست توی دست خدا خوابیدم وصبحم رفتم سرجلسه اروووم و بی استرس تقریبا .چرا؟ چون من نتیجه و مخلفات رو به خدای بزرگم سپرده م و هنوزم تمام امیدم به خودشه 

خدارو شکر از سال قبل بهتر بود ..و اون چیزی بودم که توی سنجش بودم تقریبا! امیدوارم از دوستام عقب نمونم این تنها چیزیه که براش یخورده استرس دارم ...شماکه دورین هرررچی هم قبول بشین دخلی به من نداره اما خوشحال میشم اینو واقعا از ته دلم میگم حتی اگه همکلاسیامم ازم دور بودن هرچی میاوردن باز مهم نبود اما حالا متاسفانه از مقایسه بقیه ترس دارم دلم نمیخواد قضاوت بشم یا مامان وبابا توی دلشون بگن خوش به حال اولیا فلانی ...همش احتماله ها فک نکنید ریدم:| :دی

فقط دارم افکارمو خاالی میکنم :) ببخشید خلاصه ..چاردیواری است دیگر:دی

چون حالم یه جوریه انگار توی خلا هستم و حس حال پاسخ گویی وحتی حرفای عادی رو هم با کسی ندارم 

کجا بودم؟ اها

خلاصه که شدییییدا معتقدم خدا به هرکسی که بخواد میدهد وکسی مانع رحمت خدا نخواهد بود اگه بخواد :) پس نتیجه هم دست خودشه و هر چیز صلاح بدونه به من میده ومن تمام سعیم اینه تسلیم وراضی باشم 

و هرکی بپرسه چچطور بود میگم توکل به خدا :) 

من امسال نمیگم همهه اما بیشتر تلاشمو کردم و همش به خاطر خوشحالی خانواده و بعد خودم بود ...و چون از خودم راضی بودم استرسی نداشتم ..دوم اینکه استرس ندارم چون استرس واقعی برای نتیجه نهایی هست نه حتی رتبه!!! بله!


در این راستا از پدرو مادرم ..حتی از خواهرم که خونه رو اکثر اوقات به مقصد خونه مادربزرگه ترک گفت تا من راحت باشم ومشاور ومعلم زبانم و شما بچه هایی که این مدت کنارم بودید انرژی میدادید ودعا کردید خیلیییییی خیلییییی سپاس گزارم 

ایشالا خدا جواب دعای خوب همه رو درحقم بده اصن به خاطر گل روی این ادمایی که دعام کردن ..خدایا روشون رو زمین ننداز ودعاشونو مستجاب کن :دی

..دیگه نمیخوام پدر ومادرم وعذاب بدم و بمونم واسه همین از خدا میخوام که بهترین راه رو پیش روم بذاره ..

باتشکر :)

۱۲ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۸ تیر ۹۷ ، ۱۳:۴۹
هانا

خفتگان را چ خبر از غمِ شب بیداران؟


اینو گذاشته بودم برای شب کنکور اما  امشب مطمئنم زود خوابم میبره ..امیدوارم:)  

یادمه سال اول کنکورم یه عااالمه گوسفند شمردم اما خوابم نبرد همه چی شمردم  حتی ستاره اما دریغ ...

کنکور مثل شکلات تلخ میمونه سال اول تلخیش (درصدش)کمه مهم نیست ..سال دوم تلخیش وحشتناک بود ...اما امسال به اون تلخی عادت کردم وسعی کردم دوسش داشته باشم و شاد باشم همین :) و تقریبا موفق هم شدم ! نتیجه میگیریم سال سوم کنکور دادن یخورده اوضاع بهتره ..عادی میشه :دی

اما دیگه بسه ناموسن :|


سخته بخوام از عصری دیگه نخونم ..من به دیقه 90خیلی معتقدم :دی 


ظهرم یه خورده پیاده روی برم و اینا 


این اخرین کنکور نوشتم خواهد بود ..اخررریششش ..انشالا...


خدا جون دست توی دست و تو میذارم و میرم سراغ کنکور و مطمئنم موفق میشم  

 

پیشاپیش ممنون که دعا میکنید


انتشار چند ساعت بعد...  :) 



++بعدا نوشت : رفتم محل کار دختر عمو به هنر جو هاش نگاه میکردم وخلاصه حال وهوای تابستون بود ومن هنوووز باورم نمیشه دیگه تموم شد ولازم نیست درس بخونم :)) معلم زبانم هم گفت بسه دیگه هنوز کتاب دسته گفتم نه بابا اینو اوردم رفع اشکال :)) لعنتی وقتی داشت توضیحشون میداد گفتم اسگل تو که اینارو بلد بودی چطور مشکلشون داشتی به این اسونی:||| احساس میکنم ابروم رفت البته خودش گفت بلده اما میپرسه :دی

ینی میشه رتبه ام نزدیکای هزار بیاد؟؟ اَی خِـدااااااا امیدوارم رویا پردازی نباشه البته به دو سه هزارم قانعم 5هزارم خوبه! :| تا صبح نره بالا تر صلوات:| ولی خب اون هزار اینا اگه بشه دندون:دی نشدم اصراری ندارم چون خیلیااا بهتر از من خوندن و کتابا وتستا رو قورت دادن!!!!! نشد میزارم پای حکمت خدا 

۱۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۷ تیر ۹۷ ، ۱۷:۴۵
هانا

چرا خودت را نمی‌بخشی و به خودت یادآوری نمی‌کنی که همیشه بیشترین تلاشت را کرده‌ای؟ 


انسان‌ها این حق را دارند که به تدریج کامل شوند.


 لازم است گذر عمر، چیزی جز موی سفید برای ما به ارمغان بیاورد... 


ایمان:)


+یه عالمه خاموش بقیه رو دنبال کردم باس سر فرصت تکلیفو روشن کنم:)) خلاصه دنبال کننده خاموش اگه دارید و من روشن نیستم بدونید منم :دی

موافقین ۹ مخالفین ۰ ۰۶ تیر ۹۷ ، ۲۱:۰۹
هانا

خب 

اینقدر انژی مثبت داشتم تا رسیدم لباسامو عوض کردم پریدم از حسای خوبم بنویسم

اول اینکه حرف زدن با مشاور خیلی خوبه :)) 

رتبه کارنامه م رو دید گفت اگه غلطات رو کنترل میکردی خیلییی کمتر میشدی وبا سند ومدرک بهم ثابت کردو قانع شدم:) 

منم خر کییییف ..که چ خوووب :دی

بعدشم گفت مطمئنم تو میتونی ..لیاقتش رو ..شخصیتش رو داری  ...

بعدم گفت هر وقت دیگه لازم بود حرف بزنیم من هستم 

برا انتخاب رشته باس چند روز قبل تر برم پیشش ...

در کل شاید گاهی نارضایتی بوده اما خوب بود درسته گاهی میگفتم شانس ندارم اما خدایی ش بهتر بودم از سال قبل ..

میگفت یادته اون روز اینجا حتی اشکت درومد باهم حرف زدیم اروم شدی ..|: اخ که چه قد خجالت کشیدم یادش مونده اما بروی خودم نیاوردم :|| 

کباب شدم اون لحظه برای اون روز خودم :)))


خلاصه که پر انرژی بخونیم تا عصر 5شنبه 

امشبم یه فوتبال ناب ببینیم  از رونالدو جون که طرفدارشم اما دلم میخواد ایران ببره چیزی از ارزشهای رونالدو کم نمیشه:دی


پریودم نشدم بدرک فوقش قرص مسکن میخورم اصن در فکرش فرو نمیروم :) بعله وی بسیار جو گیر و سرحال بود 

البته مامان یه اسپرین بهم داد بخورم گفتم نکشیم مادر مطمئنی ؟؟ گفت ببند فقط بخورش:| :)))))) 


تخمین نزنید تکرار میکنم :))

اخ جون جمعه کنکور داریییم تموم میشه میرههههه :))))) 

دست مشاورمم درد نکنه..کم کاریاشم چشم پوشی میکنم  اگه رتبه متبه ام خوب بیاد:دی

خدایا خودت کمکم این دیقه نودی ضعفارو برطرف کنم


مرسی که هستین:) التماس دعا ^^


۴ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۴ تیر ۹۷ ، ۲۱:۰۰
هانا

 فکر این سیکل لعنتی که هنوز منو منتظر گذاشته وتکلیفو روشن نمیکنه کمی ذهنمو درگیر کرده  ..ظهر کمتر از همیشه ناهار خوردم و بعدم همونجا بغضم ترکید گریه سر دادم  :| 

بهترم اما انگار یه خورده ش مونده :/

امتحان سال 96 رو امروز گرفتم تا الان اما فقط عمومی ها ش!  تازه اونم بزور ذهنمو معطوف کردم روی سوالا یذهنم همش میپرید رو مسئله صبح با خواهر وخب یه خورده خصوصا عربی وزبان درصدم داغان شد (20 درصد:|| :(( )احتمالا خارج رو فردا برم کتابخونه از خودم امتحان بگیرم ..

اوووووف لعنتی در عین اینکه مطالبو خوندم اماانگار یه چیزایی کمه و میترسم سوالایی بیاد که ندونم

باید لغات ورامر زبان ولغت وتاریخ ادبیات و دینی پیش رو مرور کنم + یه چیزایی از زیست وشیمی وفرمولای ریاضی وچگالی فیزیک (چه کم پشت:دی)

مغرم درحال انفجاره :||||||||| یه صدایی از ته دلم خفه شده انگار  ...خدااااا پلیز هلپ می-__-  

امروز همش تقصیر خواهرم بود بیشتر حال بدم ..کصافط :| :(((( 

امروزم قراره یه جلسه با مشوار داشته باشیم ببینیم چی میگه...شک ندارم همه میگن خوش به حالت استرس نداری :| 

+++برای کنکوریا

تخمین رتبه ها خیلی کصافط وخرابن استفاده نکنید هربار یه چیزی میده مث من اعصاب وروان تون رو به هم میریزه

دو روز اخر سعی کنید نه اخبار اینا بببینید نه تلفنی با کسی صحبت کنید

چهار شنبه ساعت 7و نیم هم شبکه اموزش ایمان سرورپور رو ببینید حالتونو خوب میکنه :)

اگه  تپش قلب اینا دارین پروپانول بخورید شبا یک عدد.. مضر نیس ...قرص ویتامین ب کمپلکس هم خواستید بخورید خوبه :) میگن سرحال میاره .


۱ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۴ تیر ۹۷ ، ۱۸:۲۰
هانا

درسته به تخمین رتبه سنجش تقریبا اعتماد دارم اما از دیروز مثل خوره افتاده به جونم نکنه بیشتر شه 

ینی میشه کمتر شه ؟

بهتر میشه ؟

وهی میگم رتبه من از فلانی بهتر میشه ینی؟ ممکنه؟ خب لعنتی بهش فکر نکنننن اصلن کار خوبی نیست !


دیشبم خواب دیدم امتحان شیمی داریم به جا خودکار قاشق دستمه :|| نخند عاقا :|

خدایا خودت بخیر کن -___-


۰۳ تیر ۹۷ ، ۰۸:۲۶
هانا

اول یه نفسسسس 

هرچی بود گذشت تلخ وشیرین خونده ونخونده ..کم کار یا پرکار ..فقط میدونم چیزی نمونده اما هنوز حسی ندارم خداروشکر

حالا یه هفته مونده 

جمعه بود و ایمان عزیز ...میخوام این یه هفته سد خوابم رو بشکنم و زودتر از همیییشه بیدار شم

و حتی یه سری مباحث جدید هم بخونم :)  بازدهیم بالا میره دیقه نود :| درس تولید مثل در حالت عادی هرروز 4ساعت و یه هفته مطمئنم میخوندم زمان میبرد دوروز قبل باز کردم کتابو دور تند خوندم نصفیشو کامل فهمیدم فقط مرور لازمه :)) در این حد:|

+امروز فهمیدم یکی از همکلاسیام کما رفته 4 روزی و الان برگشته خیلی دلم به حالش وبعد به حالمون سوخت ... اما شما اینطور نباشید ..ریلکسس 

هررر چی شد میشه دیگه :دی همینقدر منطقی

ازمون هم طبق معمول عمومی ها بهتر ..اختصاصی هم کمی بهتر اما از زیست نگم که تعداد غلطام از درستام یه عاللمه بیشتر شد وشانس اوردم منفی نشد:||||| زیست جان یکمی این اخری افزایش بیاب جانا :| بیا دوست باشیم:/  

یمخوام یه شِر بگم:||||  راستش دلم تنگ میشه این روزا رو نه خیلی اما خب :||| میدونم :|| خاک بر سرم حرف زیادی اما احساس کوچکی در درونمه و نمیتونم منکرش بشم 

درسته اما دیگه نمیخوام یه بار دیگه ببینمش :|

امروز دوست خاله رفته بود دیوار دنبال کار اینا یه اطلاعیه مدلینگ داشت..چقد دلم میخواد تجربه کنم :))

من ازاون ادماییم که دلم میخواد از هر شغل یه ناخونک بزنم بعد کارمو انتخاب کنم اما همچین اپشنی نیست و حزب باد تشریف دارم:|

فقط میخوام یه شهر بزرگ ..یه رشته اینده دار (مستقل کننده) ...

امروز سرجلسه از بس گرم بود دقیقا شرایط کنکور سال قبلم مرور شد :|

یه برزخه دقیقا نمیدونی اخر کارت چی میشه ...

واای خدا 

نمیدونم از چی بگم هیجان این هفته مونده هیجان فوتبال بعدی ..هیجان روز بعد کنکور هیجان ازادیم ...چی؟


 

امضا: یه خسته ی امیدوار...:) 



+++ ترازم بهتر شد اما راضی نیستم زیاد .. ولی خب دلخوشیه :) 

اون دوستمم در اثر فشار خانواده قرص بالا انداخته ...لعنتی بگو نمیخونم و تموم کن چرا از خودت مایه میذاری انقدرر براش ناراحتم که نگو

۰۱ تیر ۹۷ ، ۲۰:۵۲
هانا
خب خب دیگه چیزی نمونده :))
دقیقا دوماهه دارم میگم چیزی نمونده فلان روز مونده خواهرم پوکرفیسانه میگه هفته قبلم گفتی فلان روز مونده
از بس که منتظرم تموم شه 
از برنامه هام که نگم براتون:D  یادگیری 2زبان زنده ی دنیا.. فیلم کتاب خیاطی گیتار اشپزی گردش :||| میخوام تمام هنرا رو سه ماهه یادبگیرم :دی
چقد خندم میگیره از این اههداف تابستونه که همش برعکس میگذره:)))

+دو روز قبل اینقد حالم بد بود 5تا پیشنویس کردم وهیچکدوم انتشار ندادم اصن یه وضعی:|

اما خب ازمون95 رو دادم حالم بهتر شد:) میشه تو وقت اضافه هم کاری کرد*_^

همچین دل تو دلم نیس برای روز 9 تیر:)) امیدوارم به خوبی تمووومم شه:)

تا بعد از بازی با مراکش گفتم اسپا رو نمیبینم از نیمه دوم به بعد شاید اما بعد گوش دادن اخبار ودیدن بازیکناشون وحرفاشون فهمیدم  باس از دیقه اول دید :)) چیزی نیست باو کنکور هر ساله اما این 4سال یه بار:دی 
+البته من فقط جام جهانی ها رو 4سال یه بار میبینم اونم بازیای ایرانو .. اخرین بارم ایران ارژنتین دیدم:دی 
بنظرم مساوی میشیم:دی کاااش!!



۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۰ خرداد ۹۷ ، ۱۹:۳۱
هانا


من به هر حال "خدا" را دارم .


...تمام!

۲۸ خرداد ۹۷ ، ۱۶:۱۷
هانا