بلندی های بادگیر

طرحی از یک زندگی :)

بلندی های بادگیر

طرحی از یک زندگی :)

بلندی های بادگیر

تو هیچوقت شکست نمیخوری.
یا برنده میشی یا یاد میگیری از یک راه دیگه برنده بشی.
:)

It's natural, Period!‬

جمعه, ۱۱ خرداد ۱۳۹۷، ۰۲:۳۰ ب.ظ
هر چقدر هم بخوایم اینجا تابو شکنی کنیم 
هرچ قدرم بگم اوه این خیلی طبیعیه اما وقتی حالم بد باشه و دل درد داشته باشم وقتی بابام بپرسه چته؟نمیتونم بگم پریودم 
وقتی بخاطر پریودم بی حوصله م ودرس نمیخونم و مشاورم میگه دلیل نخوندنت چیه؟ نمیتونم تو چشماش نگاه کنم وبگم پریودم! 
حس میکنم نوشتن در فضای مجازی فقط شعار باشه!
بالیوود فیلمی در این مورد ساخته به اسم PAD man که تابستون میخوام حتما ببینم..
اونا بازیگرهاشون چالشی برگزار کردند و تمام بازیگرا با پد بهداشتی عکس گرفتن اینجا میتونید ببینید  چه مرد چه زن( عکس2 ) تا بلکه تابو هارو بشکنن و مردم فقیری که تا حالا نمیدونستن پد چیه بتونن از این به بعد استفاده کنن ..حالا یک درصدم نمیتونم به این فکر کنم بازیگرای ما بتونن این کارو انجام بدن :دی
حالا چطور میشه از خودمون شروع کنیم من نمیدونم! نمیشه که فقط نوشت باید در واقعیت هم عمل کرد!نه؟
من اینارو نوشتم اما مطمئنم رو در روی مردی در مواقع لازم نمیتونم راحت و ریلکس بگم.. ! این خیلی بده اما دیگه در من به قولی نهادینه شده  شاید بشه برای نسل های بعد کاری کرد و مثل کتابی که دوران راهنمایی خوندم وقتی دخترا پریود میشن با پدر ومادر  جشن کوچکی بگیرن و درمیون گذاشتن با پدر بشه اولین خط قرمز بیخودی که ما خیلیامون ازش رد نشدیم
موافقین ۵ مخالفین ۰ ۹۷/۰۳/۱۱
هانا

نظرات  (۱۴)

۱۳ خرداد ۹۷ ، ۰۱:۵۷ آنیا بلایت
من اون اولا جلوی بابام خجالت میکشیدم! ولی به مرور جلوی بابام راحت شدم :) الان دیگه مشکلی ندارم و میتونم بهش بگم پریودم و دلم درد میکنه یا واسم پد بخر:) تازه اون اولا اینکه به دوستای دخترم هم بگم پریودم خجالت میکشیدم.. بعدا بهتر شدن و درموردش با اونا هم حرف زدم... الان هم کلا توی ذهنم مسئله‌ای نیست که بابتش خجالت بکشم. فقط از اشتباه قضاوت شدن میترسم. که میخوام واقعا روی این موضوع هم کار کنم و بتونم این ترس رو نه فقط توی این مورد بلکه خیلی موارد دیگه که دیوونه‌م کرده کنار بذارم و یه ذره هم اعتماد به نفسم بیشتر شه ^-^ 
پاسخ:
من هنوز به اون مرحله نرسیدم فقط راحت تر شدم ودل دردی اگه باشه پنهون نمیکنم ولی مستقیما نمیگم چِمه:دی
طبیعیه ها !! ولی یه نمه خجالته هنو هست:دی
اورین:)) موفق باشی:)
یادمه یه دختر اومد یه سوال بپرسه در مورد مریضیش ، گفت میخوام با یه خانوم صحبت کنم .
یه آقای پرستار بود گفت خب مشکل چیه اینجا مرودنه ، زنونه نداره ( همچنین چیزی )
از دختر انکار از پسر اصرار ..
بعد دختره گفت مشکل پریود دارم و خونریزی این چیزا ..
پسره دیگه حرف نزد خخخ و متعجب شده بود ..
من که از خجالت آب شده بودم نمیدونم چرا ، شاید از اولش گفتن زشته ..
واقعا بعضی مواقع آدم پریود میشه و موضوع مهمه هست و نمی تونی بری به اون جلسه و بعد واقعا من نمیدونم چه باید گفت ،،،

پاسخ:
 واقعا یه جوریه خب :|

اره از همون اول مخفی کردنش رو یادمون دادن...
اوهوم :/

۱۲ خرداد ۹۷ ، ۰۱:۳۸ آنیا بلایت
و اینکه اینم بگم که من خودم شاید پارسال از فکر اینکه بخوام توی فضای مجازی هم حتی درموردش حرف بزنم وحشت زده میشدم. ولی کم کم وقتی دیدم بقیه دارن درموردش حرف میزنن، منطقی درموردش فکر کردم و منم درموردش حرف زدم! و مطمئن مطمئنم یه روزی هم میرسه که توی واقعیت هم دیگه ترسی برای گفتنش ندارم! فقط باید روی اعتماد به نفسم کار کنم! چون نه فقط توی این مسئله بلکه خیلی جاهای دیگه حسابی اذیتم میکنه...
پاسخ:
منم از یه جایی بعد سعی کردم تو نوشته های روزمره م بنویسم که مثلن امروز بخاطرش دلم درد میکرد! اما چون میدونم کسی منو مستقیما نمیبینه وبعدا هم قرار نیست با خواننده احتمالی مواجه بشم راحتترم=|
اره گاهی واقعا ندونستن بقیه (اعضای خانواده)اذیت میکنه :| 
باید در راستای بهبود وضعیت تلاش کرد:)) من مطمئن نیستم اما امیدوارم بتونم.
۱۲ خرداد ۹۷ ، ۰۱:۳۵ آنیا بلایت
مشکل اینجاست که این مسئله از نظر خودم اصلا عیب نیست، ولی نمیدونم واکنش مشاور ۲۵ ساله‌ی از جنس مخالفم به این قضیه چی میتونه باشه :| از این میترسم که مثلا یهو بعدش بگه بلهههههه؟؟ بعد از خجالت جامه ها بدره و سر به خیابان بذاره و بعدا وقتی رفت تو جمع دوستاش مثلا با هیجان این قضیه رو تعریف کنه و بگه یه دختره‌ی گستاخ دانش آموزمه و اینجور گفته :'| 💔  
ولی در اصل نباید بابت این مسئله اینجور خجالت بکشم-_-  نمیدونم-_- کلا فکر کنم خیلی از قضاوت شدن و مسخره شدن میترسم-_-
+ و اینکه بالاخره اون مشاور باید یکم به مغزش فشار بیاره که من چرا سر یه تاریخ خاصی همیشه کم کاری میکنم:'| بعدم اینکه پنجاه بار نپرسه چرا نخوندی :'| 
پاسخ:
اره خب به قولی طبیعیه اما به یه مشاور مرد چی میشه گفت :| اونوقت چطور دفعات بعد ببینیش:دی 
چه بامزه گفتیی:)))) من اونقدری جوون نیست بره تعریف کنه خودش دختر داره اصن:)) اما من به بابامم نمیتونم بگم:/
من از هیچ جنبه ای نمیترسم فقط حس میکنم از اون مساِل خیلی شخصیه که از گفتنش خجالت میکشم:|
خب نمیشه توقع زیادی داشت ازشون:دی 


من همیشه به بابام میگم و کلی ناز میکنم:)
پاسخ:
حسودیم شد اینقدر راحتی:دی من یک درصد نمیتونم! فک کن:||| 
دقیقااااا میخاستم بگم که برای ما دیگه گذشته و عادت کردیم به سرپوش گذاشتن روش!
که دیدم خودت گفتی :دیگ در تو نهادینه شده و شاید بشه برای نسل های بعدی کاری کرد! :))
منم همینطورم :/
همیشه میگم هله هوله خوردم دلم قاطی کرده :(
البته مامانم همیشه خودش به بابام میگه و کار منو راحت میکنه!
بابامم سعی میکنه خیلی غیرمستقیم کمکم کنه تا دل دردم کمتر بشه!
پاسخ:
اوهوم.
:)) اره دیگه جدا من خودم فکر نمیکنم بتونم خیلی انعطاف پیدا کنم توی این مورد!
نه من مواظبم جایی درز نکنه دوس ندارم مامانم بگه :| :)) 
عزیزم:) زنده باشن .
۱۲ خرداد ۹۷ ، ۰۰:۰۷ علیــ ـرضا
مرد بهداشتی واقعا فیلم جالب و مفیدی بود که پیشنهاد میشه . 
فرهنگ غلط 
پاسخ:
اره تیزرش رو دیدم برام جالب بود.

 توی لیست فیلمای بعد کنکوره:)
به نظر من هر کی تو فضای مجازی راجع به این موضوع صحبت می‌کنه تو واقعیت واقعا شجاعت شکستن این تابو رو نداره
یه نمونه از افرادی که تابو شکنی کرد فروغ فرخزاد بوده که هنوزم که هنوزه خیلیا باهاش مخالفن
پاسخ:
اره من خودم یاد حرف معل زبانم افتادم که گفت توی فضای مجازی همه خوبن ومروج انسانیت و میخوان دنیا رو نجات بدن اما در واقعیت مثلن خیابون حاضر نیستن کمی منتظر بمونن ماشینی یا ادمی رد شه:| و بی فرهنگی های دیگه!
چیزی در این مورد نشنیدم ؟!!!!در مورد همین موضوعه؟
من وقتی پریود میشم، هر کی از پیشم رد بشه بهش میگم:||
پاسخ:
 چه باحال  :)) حالا به دوست و مامان و اینا چیزی نیست خب :دی
دقیقا من حس میکردم گفتن این مسئله جز شواف های فضای مجازی هست و در واقعیت خیلییییییی اندکن کسایی که درباره سیکل ماهانه صبحت میکنن
پاسخ:
اوهوم:/ واقعا خیلی کمن ..
باید اول از خودمون شروع کنیم ...
من قبلا میروم یواشکی پد میخریم از مغازه یعنی روم نمی شد وقتی کسی نبود میرم سمت قفسه ها ..
الان با سر بالا می گم پد بهداشتی دارین ؟ بدون هیچ خجالتی ..
میدونی این تبعیضی که جامعه رفته رفته به وجود آورده که تو حتی روت نشه بی گی چته ...
اما ما خودمون نباید بذاریم ادامه پیدا کنه (:


پاسخ:
من نمیتونم واقعا ! من خودم حتی مغازه هم نمیرم:/ خجالت میکشم-__-
اوهوم این پنهان کاری از خانواده شروع میشه اول پایه رو باید درست کرد
حالا جشن برا چی؟ :| نه که خیلی خوش میگذره چندروزه ،  واس خاطرهمون :///
پاسخ:
توی کتابی که خوندم توی خیلی از کشورای خارجی اینکارو میکنن بزن وبکوب نه! مثلن با یه کیک کوچولو ودورهمی سه نفره:)
و خیلی از کسانی که تجربه شون رو گفتن اینطور گفته بودن حتی یکی که مادر نداشته با پدرش درمیون گذاشته و بخاطرش با هم کافه رفتن :||| ..میدونم فکرشم سخته :)))
۱۱ خرداد ۹۷ ، ۱۵:۰۶ آنیا بلایت
یکی واسه من از اون دامن پفی هایی که تن این دختره‌ که توی عکس گوشه‌ی وبلاگته بخره :((((((
پاسخ:
الهیییی:* منم میخوام:)) 
هروقت رفتم فرانسه برات میارم :دی
۱۱ خرداد ۹۷ ، ۱۵:۰۴ آنیا بلایت
اتفاقا منم روم نشد به مشاورم بگم صبح آزمون هفته قبل یهو پریود شدم و هم سر جلسه کلی اذیت شدم و هم دو روز قبل آزمون کلی استرس بیخود و اضطراب مهار نشدنی داشتم که اصلا اجازه درس خوندن بهم نمیداد و شب آزمونم تا ساعت ۶ صبح بیدار بودم:(( بعدشم شنبه از خستگی و بدن درد در حال مرگ بودم:')
هزار و پونصد بار پرسید که چرا درس نخوندم و منم الکی چیزای بیخود گفتم ولی آخرش روم نشد بگم عاغا پریود شدم :|
پاسخ:
اصلن نمیتونم تصور کنم به مشاورم میگفتم من پریود بودم خب:||||
عزیزم:( مسکن میخوردی!
من بدبختو بگو بخاطر افسردگی که قبل از پریود (و هم بخاطر درسا ..قاراشمیش بود خخخ) بیحوصله بودم ونمیدونستم بگم چرا نمیخونم و گریه م گرفت از اون وقت به بعد نزدیک دوره م پیش مشاورم نمیرم:دی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی