بلندی های بادگیر

طرحی از یک زندگی :)

طرحی از یک زندگی :)

بلندی های بادگیر

چه استراحت خوبی است در جوار خودم
خودم برای خودم ،با خودم ، کنار خودم

طبقه بندی موضوعی
بایگانی

دلتنگ روزهایی ک هنوز نیامده!

سه شنبه, ۲۶ دی ۱۳۹۶، ۰۹:۳۷ ب.ظ

دو روزی میشه که ذهنم واقعا خسته س و کششی نداره

دیشب تا 2 بیدار موندم کمی اهنگ گوش دادم اما هیچ کدوم ب گوشم خوش نیومد..

صبح ساعت زنگ زد ..بی محلی کردم اما دست بردار نبود خاموشش کردم و  گذاشتم سر جاش انگار نه انگار ساعتی زنگ زده باشه ! ساعتی بعد بابا اومد وصدام کرد نفهمیدم چی گفت فقط تایید کردم و وقتی رفت سرکار من هنوز خواب بودم کمی گذشت فقط !! اما ب زمان ساعت دوساعتی گذشته بود ...لعنتی ساعت 10 شده بود !

کمی خوندم کمی طفره رفتم و زمان گذشت ظهر هم مقداری خوندم خسته شدم دراز کشیدم روتخت میدونستم چون زیاد خوابیدم دیگه خوابم نمیبره

اما مهلت نداد حتی کرنومترو استپ کنم ! منو برد.... :|

اما امشب

کلی خندیدم از ته دل ..حتی الکی..  با خواهرم شوخی میکنم و  میخندم و میخنده اما طبق معمول بعد از ی عالمه شوخی خرکی و مسخره بازی دعوامون میشه :))) کلی سرزنش میشم ک مگه من بچه م ؟  اهمیتی نمیدم جون واقعا بچه ام :))

اما مشکل بزرگ من :.... بعد دعوا خندم میگیره!!! ب کولی بازیامون خندم میگیره :/

میرم تو فکر و خونه ب ی خوابگاه مبدل میشه ..دلم تنگ روزیه که با دخترای خوابگاه کلی بگیم وبخندیم بی تفاوت نسبت ب امتحانی ک فردا داریم

(عوضش اخر شب مجبوریم خر بزنیم تا صبح پاس بشیم لاقل ://  :)))  )


+امروز وقتی دینی رو باز کردم و درسی ک قراره امروز برای بودجه بخونم رو دیدم فکر کردم کاش برای دانشگاه بود و امتحانش رو داشتم همین فردا..

البته قدر این روزا رو باید دونست قدر این لحظه ها.. روزای 19سالگی من که هیچوقت تکرار نمیشه و13سالگی خواهرم و 40واندی سال بابا و مامان

باورم نمیشه سال دیگه 20 ساله میشم..زمان خیلی بیرحمه:(

++میترسم از اینکه جمعیت اونقدری زیاد بشه که رتبه سال قبلو زیاد کنمش ...اما ی چیزی درونم میگه تو از سال قبل بهتر خوندی و خواهی خوند

اما باز دلم قرص نیست...


موافقین ۶ مخالفین ۰ ۹۶/۱۰/۲۶
هانا

نظرات  (۸)

۲۸ دی ۹۶ ، ۰۱:۱۸ آنیا بلایت
ای وای جمله بندی اون کامنتم چرا اینقدر افتضاح و ترسناک شده :))) چجور متوجه شدی جدا؟:')))) 
+ایشالا ایشالا ♡♡
پاسخ:
از اون جمله بندیا بود ک خود ب خود توسط ذهنم اصلاح شد و متوجه نشدم:))
؛)
۲۷ دی ۹۶ ، ۱۴:۰۳ یک بلاگر
چشم به هم بزنی می بینی شده سی سالت !
زمان خیلی بی رحم تر از این حرفاست
دنیا هم بی ارزش تر از چیزی هست که فکر می کنیم
پاسخ:
-_- 
خیلی...
کاش لاقل ازش لذت ببریم:_(
۲۷ دی ۹۶ ، ۱۱:۲۴ همدم ماه
به خودت ایمان داشته باش تو میتونی:)
موفق باشی
پاسخ:
انشالله
ممنون تو هم همینطور:)
۲۷ دی ۹۶ ، ۰۳:۱۸ گلاویژ ...
به تهش فکر نکن که متوقفت می کنه، فقط برو جلو 
پاسخ:
مرسی ک گفتی امیدوارم بتونم:)
۲۶ دی ۹۶ ، ۲۳:۳۰ آنیا بلایت
منم قدرت عجیبی توی دلتنگ شدن واسه چیزایی که وجود ندارن میشم:"))) حس خیلی عجیبیه :')))
بعد دعوا خندیدن خوبه حالا-_- وسط دعوا خندیدن یه مصیبتیه :)))
پاسخ:

انشالا ک بدستشون بیاری وبیارم:)

اون مصیبت هم زیاد تجربه میکنم :(  :))))

رتبت بهتر از پارسال میشه فقط تلاش کن (:
دقیقا وضع منم با خواهرم همینه ((:
پاسخ:

خداکنه-__-

:))) پس تنها نیستم

آخ آخ حرفات عین حرفای دل من بود!!!
همه ش حس و حالای من !!!
))):
پاسخ:


انشالا همه چی ب خوبی ختم شه:)

۲۶ دی ۹۶ ، ۲۳:۱۵ بانوی شرقی
🍃
تو فریاد چشم هایم هستی
که تا بی نهایت ادامه دارند
تا سایه ای که به وسعت هزار سایه ست
سایه ای از هزار روز بی نام و نشان
چقدر نور
در دستان گسترده ات داری
چقدر شب
در ناگهانی ستارگانی که فرو می افتند.
به دنبال تو می گردم
با انگشتانم در میان ابرها جستجو می کنم
در میان بال های پرندگان و برگ ها
و تنها منظره ی رنگ پریده ی میدان شهر پیداست...!

#هالینا_پوشویاتوسکا
شاعر لهستانی

🍃🌸 🌸🍃


سلام وبت عالی بود خوشحال میشم به منم سر بزنی!
راسی دنبال شدی دوست دارم مطالبتو بخونم 
شمام دوست داشتی دنبالم کن.
منتظرتم..‌‌
پاسخ:

سلام ممنونم:)

مطالبتو خوندم:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">