بلندی های بادگیر

طرحی از یک زندگی :)

بلندی های بادگیر

طرحی از یک زندگی :)

بلندی های بادگیر

ما با هیچ کس اتفاقى آشنا نمیشیم،
حتما دلیلى بوده که مسیرشون با ما تلاقى کنه:)

گاهی وقتا میام اینجا میرم تو فهرست مطالب و تاریخ روزی که الان توشم رو پیدا میکنم و میرم پستای اون روزا و یا اون ماهو در سال قبلتر میخونم که ببینم چه حالی بودم امروز یا این ماه رو در زمانی دیگه 

و چقد این حس خوب و جذابیه برام!!!

 

++دارم فیلم ترکی میبینم و خوشحالم و دچار عشق دوپامینی شدم و خلاصه الکی خوشم ... عاشق این حسیم که با دیدن سریالا میگیرم.. فراموش کردن زندگی نکبت وار واقعی:/// 

 

++ عنوان داره میگه که من سال قبل به دوستم تو خوابگاه میگفتم که کاش من مثل خدا همه چیو میدونستم هممممههه چیو:)))) بعد هر کی چیزی نمیدونست میگفتن که هانا داند :)))اون شب زده بودم تو فاز دیوونه بازی و مسخرگی ( فرداش امتحان داشتم خب) اما واقعااا دلم میخاد :/ 

*کفر نمیکنم من با خدای خودم شوخیم دارم:دی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ اسفند ۹۹ ، ۰۲:۲۳
هانا

اول باز یکم موزیکو ستایش کنم:😁

من خیلی اهنگ دوس دارم ( کانالم میزارم اگه دوس داشتید بشنوید:) اون گوشه ادرسش هست) 

و اگه یه روزی اهنگارو از من بگیرن من میمیرم...:)

دیروز به بابا میگم فلان خوراکی طعمش برام مثل یه موزیک هندی عاشقانه س:)))) میخنده .. به دختر خل وچلش:)))) 

روانی یه اصطلاحیه که تو روانشناسی هست که الان توضیح دقیقش یادم نی😬😑 ولی خب با معنی دیوونه بودن فرق داره ..فک کنم به وقتی میگفتن ادم توی یه چیزی غرق شه و حس کنه بالاس و خیلی متمرکزه روی اون چیز 

و من روانی موزیکای قشنگم خصوصا با مضمون های لطیف عاشقانه با هر زبانی حالا ترجیحا هندی دوس میدارم :))

+ یکم از روتینم بگم صبحا که بیدار میشم میرم اشپزی میکنم بعدش گوشیمو چک میکنم ظهرم با دیدن سریال ترکی تو درخانه ام را بزن ( خیلی میخندم باهاش تا اینجا و خیلی رمانتیکه شت:))) هرچند نودهشتیا طوره اما دوس دارم 😬) میگذرونم تا عصر شام و بعدش زبان میخونم اخر شبم یه قسمت دیگه میبینم :))) 

ینی خب قراره از امشب خودکشی نکنم و تو یه روز سه قسمت دوساعتی نبینم:/ خسته شدم واقعا! 

یه هفته س میخوام خوندن آسیب رو استارت بزنم اما نشده دیگه ناموسا یک ساعت چیه که نتونستم براش خالی کنم :/ باید تا اخر این ماه تمومش میکردم با فشار کم الان باید یک بیشتر بخونم ولی چون عجله ندارم باهمون بی فشاری جلو میبرمش:))) 

هروز میگم فردا دیگه فردا واقعا شروعش میکنم:| 

++مامان خواب دیده خواهرم کنکور شیراز قبول شده و من از خوشحال ی جوری بودم انگار واقعا این اتفاق افتاده 

چون خواهرم فلا کنکور نداره و من دااارررم:))))) اخ چی میشه من از این شهر برم 

اگه یکی از شهرای بزرگ و با امکانات خوب بشه خیلی خوب میشه*_*

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۱۱ اسفند ۹۹ ، ۰۱:۲۳
هانا

دارم درمورد اعتیادم حرف میزنم

اعتیادم به گوشی ویعدش اینستا 

گوشی متاسفانه شده بخش بزرگ از زندگی ونمیشه هیچ جوره ازش خلاص شد ..نشدنیه!

اما اینستا این شبکه اجتماعیه کوچک:))) بد بهش گیرم تا چیزی میشه فرت شما حذف:)))

ناراحتم => اینستاا حذف

وقتم کمه =>اینستا 🤩 

کلا جای اینکه مدیریت کنم زمانو کلا بیخیال مدیریت بی تدیبرم میشم و حذف میکنم چون گمان دارم ادم بشو نیستم

و عه حدس بزنید الان چی یادم اومد 

فردا شب یه لایو مهم دارم که ببینم😒😑 میبینی؟؟ خذف کردنشم برام یکم ضرر داره ( اما خب کسی که اینستا نداره نصف عمرشو از دست میده و کسی که داره همشو😂😅) 

واقعا استفاده مفید هم دارم اما بقیش اون منو دست میگیره

مثل وقتی که دارم زبان میخونم و یهو میرم یه لغت رو توی دیکشنری بزنم ب خودم میام میبینم یه ساعته دارم پرسه میزنم جاهای دیگه:///

ادمی که لذت گراس میدونید چجوریه ؟  منه😬😂😑

 

+اوه دو باره پستام رو دیقا به همین زمان (ندانسته ) انتشار میدم:/ به فاصله یه دیقه حالا! ایا ایمان نمیاورید؟ به چی نمیدونم:))) عجیب بود برام!!!!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ اسفند ۹۹ ، ۰۰:۰۸
هانا

بازداری هیجانیم داره دهنمو سرویس میکنه 

دلم میخاد ولی نمیتونم 

مثل اینه که از یه ادم ضعیف بخوای یه وزنه سنگینو برداره :/

*بازداری هیجانی یکی از ١٨طرحواره ای که ادم ها بسته ب شرایط زندگیشون دارن و من اینو از بین اون تعداد دارمش:/ 

کسی که بازداری هیجانی داره براش سخته احساساتشو بیان کنه ... 

مثلا من سختمه محبت وعشقمو بیان کنم ..خشم و ناراحتیمو حتی .. کلا احساسات رو 

ممکنه الان پر از احساس عشق به مثلا پدرم باشم اما انگار طلسم گذاشتن رو دهنم که نگو 

از دوستی ناراحت باشم یا عصبانی .. نمیگمش و این گاهی منو میترکونه :( 

من نه تنها ایراز نمیکنم بلکه دیدن ابراز احساس دیگران هم منو عصبی میکنه 

این یکی از مهم ترین موضوعاتی که دارم با رواندرمانگرم پیگیری میکنم 

+خیلی برام جالبه هر روانشناسی باید خودش اول درمان بشه ، دوم اینکه ماها باید سوپرایزور داشته باشیم بعدا 

ینی کسی که از نظر علمی بالاتر یا هم سطح من باشه ویه جاهایی منو ساپورت کنه و کامنت بده تا بتونم بهتر عمل کنم :))) ❤️And I think that's beautiful

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۴ اسفند ۹۹ ، ۰۰:۰۷
هانا

یا خیلی با من شوخی داره یا واقعا با اذیت کردنم حال میکنه😂😐

دیروز هوا سرد بود پرده رو کنار زدم دیدم داره برف میاد خیلی ریز، یجوری جیغ زدم و پریدم و خوشحال شدم که اخ جون برف دیقا ده دیقه نشد که بارش قط شد!!! شتر دیدی ندیدی:))) 

 

این مسئله بارها تکرار شده ... وقتی خواستم ازش بارون نیاد ما مسیرو امن تر بریم و بارون یهو از کجا (نمیدونم) شروع کرد به بارش به فاصله دودیقه😂یجوری که اب گرفتگی شد اصن 😐 

 

یا خب سر خبرای بدی که میشنوم و ازش میخام دروغ باشه و یا اتفاق نیفته که میفته 

ووو

با من از شب ارزوها حرف نزنید خلاصه😅😅یجورایی میترسم چیزیو بخوام دیگه😅 

و خب تو ایران بیشتر ارزوها دهن مارو مورد عنایت قرار میدن !

اما خب به قولی چه چیز نکبت این زندگی رو جبران میکنه جز ارزوها و رویاها؟ :) 

 

++تو فکرم اومد یچندتا فیلم عالی بهتون معرفی کنما خیلی وقته نگفتم!!!!

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۹ ، ۱۵:۲۳
هانا

اختتامیه این ترمم با قطعی نتم درست قبل از اتمام وقت ازمونم زده شد 

ب فجیع ترین وضع ممکن در انتظار افتادنم ب ناعادلانه و بدشانس ترین وضع ممکن

بهش پیام دادم میگه پیگیری میکنه وامیدوارم یا قبولم کنه یا دوباره امتحان بگیره یا ثبت شده باشه ...

فلا که من برام زده صفر:(

و اینکه قبل امتحان حالم خوب بود :/ رید بهم ! همین مونده یه تریلی از روم رد شه قشنگ تراژدیم تکمیل شع

میخام نارحات نباشمو ب تخمم بگیرم که دنیا ارزش نداره برا دوواحد غصه بخورد خودم بدم ولی از فکر زمانی که دوباره باید براش درجا بزنم و عقب بمونم از واحدای دیگه ناراحت میشم پول واحدشم به کنار!!! 

۲ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۲۸ بهمن ۹۹ ، ۱۹:۳۱
هانا

بعضی وقت‌ها احساس میکنم که هیچ چیز معنی ندارد. 

در سیاره‌ای که میلیون‌ها سال است با شتاب به سوی فراموشی می‌رود، ما در میان غم زاده شده‌ایم؛ 

بزرگ می‌شویم، تلاش و تقلا می‌کنیم، بیمار می‌شویم، رنج می‌بریم، سبب رنج دیگران می‌شویم، گریه و مویه می‌کنیم، می‌میریم، دیگران هم می‌میرند، و موجودات دیگری به دنیا می‌آیند تا این کمدی بی‌معنی را از سر گیرند.

______________________________

ما در زمینی قابل اشتعال زندگی می‌کنیم ‎همیشه آتش هست. 

همیشه خانه‌ها از دست می‌روند و زندگی‌ها گم می‌شوند. 

ولی هیچکس چمدانش را نمی‌بندد و به چراگاهی امن‌تر نمی‌رود. 

فقط اشک‌شان را پاک می‌کنند و مردگان‌شان را دفن می‌کنند و بچه‌های بیشتر می‌آورند و پایشان را در زمین محکم‌تر می‌کنند

:جز از کل
 

 

+هر روز مطمین تر میشم نخوام یه موجود دیگه رو ب این دنیا اضافه کنم و یه بچه بی سرپرستو خوشبحت کنم اگه بتونم و لیاقتشو داشته باشم 

اما این هورمونا و غریزه لعنتی یه بچه رو میخان با ژن های خودم

که وقتی میبینمش خودمو ببینم تو وجودش توی چشاش توی خندش که مطمئن شم من میمونم ..نیاز مسخره ما انسان ها به جاودانگی 

لعنت بهش 

 

چرا در تعادل با جهانم نیستم؟ :(

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۳ بهمن ۹۹ ، ۱۹:۲۳
هانا

وقتی یه دختری از فامیل ازدواج میکنه بقیه زوم میکنن رو من بدبخت 

بابا من نمیخام ازدواج کنم فعلا 

مامانم که راه ب راه میگه بخودت نمیرسی چرا :/ 

بخدا من هدفم رو انتخاب کردم:/ راهم رو انتخاب کردم و توی این راه فعلا جایی برای یک همراه ندارم 

حتی تصور ازدواج کردن برام وحشتناکه ..تصور محدودیت...از دست دادن بخش زیادی از زمانم ..ناسازگاری ...

 و حقیقتا من ادم مدرنی میخوام که پیشرفت من خوشحالش کنه (و من برای اون متقابلا)که دلش بخواد من کاریو بکنم که خوشحالم باهاش نه بهم تحمیل کنه میخوام افکارش مث من باشه 

من نمیخوام زن یه ادمی بشم که مغزشو موریانه خورده و ادم سنتی هست و خونه داری و مادر شدنو نهایت سعادت زن میدونه  ، دلم میخواد کسی باشه که باهم اگه شده حتی یه گووشه از دنیارو بگردیم ..باهم رشد کنیم ووو 

نمیخوام خودمو تو چاهی بندازم که کابوسم بوده تمام عمر .. 

واقعا این همه اصرار برای تاهل رو نمیفهمم 

مجرد بودنم یه سبک زندگیه دیگه ! و مگه من همش چند سالمه:/ 

درسته انکار نمیکنم نیاز به داشتن یه یار درست درمونو!! که همونم ندارم خخخ اما ازدواج هم فعلا نه .. یا من خیلی سخت گرفتم یا ملت اسون ازدواج میکنن!!! واقعا یه دختر ١٨-٢٠ ساله چی میدونه از زندگی!!!! 

من خودم هنوز هیچی نمیدونم:|

+فکر نمیکردم یه روزی تو زندگیم بیاد که اینقدر نیاز به پول بیشتر پیدا کنم:)))) پولی که مال خودمه ! از کار خودم.. 

 

 

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۲ بهمن ۹۹ ، ۰۱:۳۲
هانا

بعضی وقتا از این دنیا بدم میاد 

چقدر بی عدالتی اخه 

چقدر سقف ارزوها متفاوته 

چقدرررر دل ازرده میشم میبینم از نداری، خیلیا ارزوهای کوچیکی دارن که داشته های ماس...

خدایا شکرت که لاقل حد متوسطم ممنون برای داشته هام 

 

و اما امروز باز مخم ارور داد چرا دنیا اینقدررر پیچیده س... 

ینی به روزی میاد ما در کنار ادم فضاییا زندگی کنیم؟؟؟ اصن بین ما و اونا صلح خواهد بود؟؟؟ 

اصن ما کی هستیم و حقیق دنیای بعد از مرگ به راستی چیه؟؟؟!!!

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۰ بهمن ۹۹ ، ۱۹:۲۷
هانا

من از بچگی از نقاشی روی بدنم خوشم میومد😅

حالام که بزرگتر شدم عاشق تتو ام :/ 

ترقوه "یکی" از جاهایی که کاندید خوبی برای تتو های ظریفه و دوس دارم حتما یه تتو ظریف بزنم  

فعلا گاهی با ماژیک و خودکار خودمو گول میزنم بلکه یه روز واقعی شه🤤💫✨

+خانواده بشدت مخالف:))) در حد حرفشو نزن و جنازه اینا😂 اما من یروز میزنم بدن خودمه:))) 

روی مچ دست ..انگشت .. کتف... مهره های پشت گردن.. خیلی قشنگه 😍

بنظرم تتو یکی از سکسی ترین هاس:))) 

مرد و زن هم نداره خیلی خوبه ( البته هر چیزی اندازه ای داره و زیاده رویش اصلا جذاب نی!! درواقع دفتر نقاشی که نی بنظر من مثل یه چیز تزیینیه، تصور کنید کسی توی استفاده از جواهرات زیاده روی کنه.. چقد خزه نه:/ ؟! اینم همونه )

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۱ ۱۰ بهمن ۹۹ ، ۱۴:۵۱
هانا