بلندی های بادگیر

طرحی از یک زندگی :)

بلندی های بادگیر

طرحی از یک زندگی :)

بلندی های بادگیر

ما با هیچ کس اتفاقى آشنا نمیشیم،
حتما دلیلى بوده که مسیرشون با ما تلاقى کنه:)

تراپی و روان درمانی حتما برای این نیست که شما مسئله جدیی داشته باشی 

روان درمانی بهت کمک میکنه بیشتر خودتو بشناسی زوایای پنهانتو پیدا کنی 

و درست بهشون واکنش نشون بدی:) 

مثلا همین خود من! امروز فهمیدم من ادم برونگرایی هستم که اصرار دارم درونگرایی کنم😂😅:/ 

و خب شاید بگم اره یه طورایی میدونستم اما حل کردنش رو باید به کمک متخصصش انجام داد

چون همین موضوع شاید به نظر اسون و سطحی و مسخره بیاد، اما داره ازارم میده و خودم بهش هشیار نیستم!

مامور شدم بیشتر درمورد ابراز و کنترل هیجانات تحقیق کنم امتحانشون کنم و راه های موثری که امتحان کردمو باهم بررسی کنیم و الی اخر

 

+من تو این شهر و این کشور در حال حاضر احساس خفگی میکنم

همشفکر میکنم ینی میشه منم یروز برم ؟! اتفاق میفته؟ چه چیزی برام رقم میخوره...نمیدونم!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ بهمن ۹۹ ، ۰۰:۴۳
هانا

از زمین و زمان دلگیرم 

از قوانین و سنت بیزارم

از طرز فکر مردم بی زارممم

حتی از فکری که گوشه ذهن من خوابیده و با مطالعه به عقب راندمش هم بیزارم

تمام احساس من تو این خلاصه میشه که من ادم اینجا نیستم 

من اشتباهی م:) 

من اشتباهی م!

از ادمای اطرافمم بدم میاد 

از همشون 

از هر کسی که درست فکر نکنه بدم میاد حتی وقتی اون شخص خودم باشم :( 

 

امشب وجودم پر از گلایه و نفرت و انرژی منفیه 

من حتی امشب از خدا هم متنفرم 

 

+گاهی میگم کاش من یه دختری بودم که هیچی نمیفهمید نه اصن کاش اصن گاو بودم ..توی این ایران یا باید گاو باشی یا پسر ! اینطوری بنظرم بازیو بردی :)  *دختر بودن خیلی درد داره*

 

اگاهی هم درد داره ولی میدونم هنوز اونقدر اگاه نیستم که اگاهی بهم درد نده من هنوز رشد نکردم خیلییی مونده برسم ب پای دایی

وقتی دایی رو میبینم اینقدر حرفاش خوردنیه از خودم بدم میاد که اینهمه اتلاف وقت دارم و مطالعه نمیکنم من علمو جیرینگی میخوام درصورتی که باید وقت گذاشت و هزاران کتاب خوند.. تا بتونی فهمتو بالا ببری 

بتونی حرفی برای گفتن داشته باشی درکت بره بالا از مسائل. 

 

کاش بشه واقعا برای مدتی مرد !

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۷ بهمن ۹۹ ، ۰۱:۳۴
هانا

دنیای عجیب و پیچیده ایه 

بسیااار غیر قابل پیشبینی

امشب حال منو دوستم خوب نبود، رفتم پیشنهاد دادم با بچه ها ویژگی های خوب همو بگیم میگن هر وقت رفیقت حالش بد بود بشین براش از خوبیاش بگو :) خوب نباشه بد نیس 😉شک نکنید ! ما که حس خوبی گرفتیم ..چون یه موقع هایی ادم خوبیای وجودشو کمرنگ میبینه چه بسا خیلی شاین هستن .. اینقدر زوم کردیم رو ضعفامون خوبیامون فراموش میشن 

  

اما نیاز دارم اینارو خانواده م هم بببینن اما عجله ای نی یروز منم میرسم ب جایگاهم و اونجا به همه این سختیا فکر میکنم و به خودم افتخار خواهم کرد ... میبینم خودمو توی محل کارم کنار پنجره رو به روی خیابون ..نسکافه به دست منتظر مراجع بعدی🙂❄️

 

نمیدونم قراره قضیه س و ف چی بشه نمیدونمم من چه کار درستی میتونم انجام بدم که با عقاید خودمم مغایر نباشه ... موندم کاریو بکنم که دلم میگه درسته یا عقلم 

این طور موقع ها من میگم که از عقلت استفاده کن دلتم ببر و خب یکم نیاز ب زمان دارم تا بهترین تصمیمو بگیرم مثل همیشه من ب خودم ایمان دارم که همیشه درستترین هارو انجام دادم حتی به غلط 😁

 

+چرا اینقد ایمان سرور پور خوبه :(((( چرا این بشر اینقدر ارامش تو وجودشه خدا این ادما رو زیاد کنه ❤️✨

من غلام ادمای اگاه و روشنفکرم😂❤️❤️اصن بدجووور جذب ادمای باشعور میشم😂

*کلی حرف دارم بگم اما حتی نمیتونم پیش نویس کنم! این پست یه گوشه ش هم نیست 

حالم با این فصل و کرونا خوب نیس!! من ادم سکون و تو خونه موندن نیستم من تنهایی پژمرده میشم انگار ارتباط اب حیات منه..

و خب ترکیب کرونا و تابستون خیلی بهتر بود برام تا این:/ 

هرچند که حالا فشار مضاعفی از جهت درس هام دارم امااا 

درست میشه اینم میگذره و من پیروز میدان خواهم بود

مثل همیشه :)

 

 

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۶ بهمن ۹۹ ، ۰۲:۰۰
هانا

 

مطمئنم ی چیزایی میدونید 😅منم خودم دارم هنوز یادمیگیرم  

الگو ها و یا طرحواره هایی که تو ناخوداگاهتون شکل گرفته وحشتناک تو کم و کیف روابطتتون( نه فقط روابط عاشقانه هر نوع رابطه ای)تاثیر میذارن ...!!!!! 

مثلا یه مثال بگم کسی که مثلا طرحوارهA داره ، ناخوداگاه ش اونو در مسیری میزاره که باز روابطش شبیه سازی بشن درست مثل روابط کودکیش با والدینش چون ذهن جاهای اشنا رو دوس داره وامن میدونه اونا رو چون تو اون الگو بقاش تامین شده ( حتی اگه بد بوده و بهش اسیب زده یجورایی) ی بچه رو درنظر بگیرید که مامانش کتکش میزنه اما اون بازم ب سمت مادرش میره چون با وجود اون تنبیه کنارش حس امنیت داره میدونه اگه کنارش باشه بقاش تامینه(غریزه)

من این روزا شدیدا مایلم پیدا کنم الگوهامو:/ هر چی میشه شک ندارم کار اونه :/ شک ندارم 

گاهی دیگه ب جای دلخوری از بقیه از خودم دلخور میشم که عه باز این چه گوهی بود شت زد ب روابطم یا باعث شد سردرگم بشم

ینی دنبال علت تو خودت میگردم و خب گس وات ؟ این جلسات اینده ازمون طرحواره رو یادمون میدن و میتونم از خودم ی سنجش ب عمل بیارم و بفهمم قضیه رو 🤩 

رنج اما بنظرم دنباله خود اگاهیه :) 

. یعنی خوداگاهی بیشتر( اوردن امن ناخوداگاه ب سطح خوداگاه) چقد میتونه بیشتر روان رنجورمون کنه؟ هر چند همه ما درجاتی از روان رنجوری رو داریم

+این روزا یکم خسته م نیاز ب فرجه بین دو ترم دارم ولی امتحانا افتادن بهمن ماه 😓 ترم سنگینی بود برام.

++دیروز که میرقصیدم که کمی مودمو ببرم بالا همش ی ندایی از درونم میگفت هه من که میدونم تو داری از فکر مشغولیات فرار میکنی من که میدونم تو الان خوشحال نیستی:/  اما خب توجه نکردم و بعد کمی رقص رفتم که جان ویک ٢ رو ببینم

۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۱۱ دی ۹۹ ، ۰۱:۴۷
هانا

ای هیچ برای هیچ .. ب کجا چنین شتابان؟! 

گاهی اینقدر در راستای خودشناسی بخشهای مختلف وجودیم دچار سردرگمی میشم 

اینقدر فشار درس زیاد میشه 

اینقدر فشار خودم به خودم زیاد میشع 

که دوس دارم بزنم زیر همه چی چمدونمو ببندم بگم گو فاک یور سلف ایم لیوینگ:))) 

بعدش برم ی مزرعه ای تو سویسی جایی🤪😅 اونجا بدوننن هیچ دغدغه ای زندگی کنم 

بدون دغدغه درامد و و درس و موفقیت و...قشنگ ارامش کامل ی کلبه ای باشه من بدون کفش راه برم رو چمنا ..صدای گنجیشکو بلبلا ... بعد ی میز صبونه اووووف ( اهنگ پس زمینه رو لاوند بلو دیلی دیلی از سیندرلا رو تصور کنید)❤️😂 

ولی بعد میگم خو بعدش چی؟راضی خواهی بود؟! 

چیه این انسان!!!! 

چی میخاد؟

 

میگن (فک کنم راسل بود)اگه بهشتم بری بعد مدتی از خودت میپرسی خب که چی!!!😐🤷🏻‍♀️

 

++زمانبندی شخمی زندگیم ی جوریه نمیتونم مرتب کتاب غیر درسی بخونم یا فیلم ببینم 

۶ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۴ دی ۹۹ ، ۱۹:۰۴
هانا

تا حالا شده فکر کنی دلت تنگ کسی شده ولی به این فکر کنی نه اصن لیاقتشو نداره بیخیال :/ :))) 

الان همونم!!!

 چطور میشه ادم نمیتونه خودشو نزدیک کسی بدونه؟ 

و یا قبلا نزدیک دونسته حالا نه!!! میدونم جوابشو شاید!

واقعا نمیتونم ...! 

۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۳ دی ۹۹ ، ۰۲:۲۹
هانا

الان رفتم اسم وبلاگ دوستمو سرچ کردم 

اما غریبانه ترین مطالب برام بالا اومد سایتایی که دیگه رنگ و بویی از دوستان منو ندارن ..

وقتی صفحه گوگلو میبینم دیگه اسم وبلاگشون اول وبلاگا (وحتی هیچ صفه ای از گوگل) نمیدرخشه

تشنه ام که یه ساعت جادویی زمان داشتم و میرفتم مث یه روح نامرئی از بالا ب خودم و بقیه نگاه میکردم 

خنده هامونو میدیدم ! کل کل هامون ... تعصباتمون !

دلم میخاست لاقل فیلترینگ ویا خود بچه ها خونه شون رو جمع نکرده بودن که اینطور وقتا یه دست اویزی برای تسکین دلتنگیا میبود..

دوس دارم دوباره نوجوون بشم و اون فضا رو تجربه کنم 

یه جور خاصی ناب بود !!!

اصن اون زمان شور بیشتری داشت وبلاگ اینا ... این شبکه های اجتماعی لنتی نبود که! 

این شبکه ها اجتماعی گرما رو دزدیدن ! همین.

حتی از ما مجازیا !!!!!!!!!!!!!!

 

+این فضا خصوصا قبلتر ها ی جوری بخشی از من وزندگیم شدن که فراموش شدنی وحتی کمرنگ شدنی نیستن واقعا من این فضا زو زندگی کردم !!!! و ادم هایی رو پیدا کردم که با من همدل بودن

 

+++میدونید چرا برام ناب بوده اینکه هیچوقت نتونستم اون فضارو دوباره بسازم:) حتی وقتی اومدم اینجا نشد ولی خب دوست داشتم که دوباره یه اکیب پیدا کنم که کلییی فکر مشترک داریم وهمیشه حرفی برای گفتن 

اما اون اعتمادی که بین بچه ها ی15تا 22ساله میتونه شکل بگیره ممکنه نشه الان ساختش ...و کمتر ریسک پذیر باشیم!

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۱ آذر ۹۹ ، ۲۳:۵۰
هانا

این روزا حدودا کمترییین ساعت مطالعه م رو فیکس کردم ...

و خدایا چقدررر درسا سختن :/ ینی هی میگم چطور میشه اینا رو ب یاد سپرد!!! 

ی سری کتابا که روانپزشکین اون قسمتای مغز و اعصاب که کم از پزشکی نداره !!!! قسمتای روانشناسیش اما اینقد نظریه و مرحله داره که نگم برات ..

اما امید دارم که از پسش بر میام 

من ساخته شدم برای اینکار:) 

 

+اهنگ سنتی گوش میدم( دلکش_کانالم گذاشتم اگه دوس دارید!) ب بابا میگم ببین چه خوبببه لذذذت میبرم میگه نمیدونم من چرا خوشم نمیاد ولی تو ژنش رو داری داییت خیلی گوش میده:))) 
 

+دیروز بعد سالی ی سر رفتیم خونه عمو وچقدررر زنده شدم انگار خوشحالم واکسن کرونا ساخته سده توی انگلیس بود انگار؟ ی ه خانوم میانسالی زده بودش 

حس اون زندانی رو داشتم که خبر نداشت بلاخره کی ازاد میشه اما حالا امید تو وجودش میدرخشع و میدونه ب زودی همه چی درست میشع..

ب زودی ازاااد میشه ^_^  

 

 

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۹ آذر ۹۹ ، ۱۶:۱۷
هانا

از ادمایی که ازم استفاده میکنن ب چیزی برسن متنفرم:)

اونایی که میشن رفیق نیمه راه ..

اونایی که ب هر دلیلی میان تو زندگیم و میرن..

 

++من یه تیکه از قلبمو برای همیشه توی سالهای ٩٢تا٩٤جا گذاشتم... 

قصه ما ٥-٦نفر ب سر نرسید انگار نیمه ناتموم ول شد..واین بدترین حس دنیاس 

دوس دارم مبهم باشم ها :)) ولی خب میخام بدونین من همیشه خدا سینگل بودمو هستم :))))

 

*بمان_ایدا شاه قاسمی (میزارم چنل)

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ آذر ۹۹ ، ۱۸:۲۰
هانا

 

بله من ب شخمی ترین شکل ممکن حرومش کردم درست مثل روزهای قبل:) 

اما ب هر حال یک ساعت از درسمو خوندم:/ 

کجا حروم شد ؟ اینستا:///

برنامه چیه ؟ انشالا تا قبل عید کنترل شده تر میرم بعدش غیر فعالش میکنم:) تا کنکور ارشدم اینطوری یرای همههه بهتره:/ :))) 

داستان همیشگی تصمیم های هانا:|

+چقد من در جهت رویاهام میخوابم اخه:(

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ آذر ۹۹ ، ۰۱:۰۱
هانا