بلندی های بادگیر

طرحی از یک زندگی :)

بلندی های بادگیر

طرحی از یک زندگی :)

بلندی های بادگیر

ما با هیچ کس اتفاقى آشنا نمیشیم،
حتما دلیلى بوده که مسیرشون با ما تلاقى کنه:)

اینقدر دلم میخواد بنویسم اما وقت نشده بیام 

گوشیمو برداشتم اما فایده نداشت فکرم ب این بود ک با زنگ گوشی خودم بیدار میشم و کلن راحتترم من ک تل ندارم پس سرگرم نمیشم ............

دستام کمی میلرزه  امروز انرژیمو سعی کردم برگردونم و شروع کنم و همش تو سرم میچرخید اون مشاور بیچاره دوساعت برات سخنرانی نکرد ک کم کاری کنی و اخرش با خودش فک کنه این هیچی نمیشه یا هرچی گفتم این گوشش در و اون دروازه! 

اما خب پریود شدم و از دل درد شدید ب خودم میپیچیدم خوردن دم نوش و قرص دیر اثر داشت اما از اون همه درد خسته شدم و خوابم برد ظهر یه کمی غذا خوردم زود شروع کردم 

من هیچ وقت اینجور وقتا درس نمیخونم اما از وقتی مشاور گرفتم متحول شدم یجورایی یادمه اینجور وقتا خواب و فیلم بود پس اگه نزدیکای ١٠ساعت بخونم ینی شاهکار کردم اما امروز رو دنده منفی بودم و افکار منفی مجال نمیدادن

نکنه زیست اینطور شه نکنه ریاضی نشه..نکنه روز کنکور مریض شم ...

دیوونه شدم ..این فکرای لعنتی دلمو میلرزوزنه پر از استرس میشم اما نتونستم خیلی جلوشو بگیرم

بدتر از همه موضوع پریودم بود ک باعث شد امروز کم بخونم و خود زنی کردم اخه من چی بهش بگم 

بیست بار تایپ کردم :مریض بودم ،نه مقداری مریض بودم،نه نه حالم خوب نبود ..اها مشکلی پیش اومد :/// 

ی سیکل طبیعی اینطور باعث ازارم میشه ..شت واقعا :/ 

افکار منفی خیلی اذیتم میکنن😓 حتی احساس میکنم این مدته افسردگی گرفته بودم و الان بهترم اما بازم کامل رفع نشده امیدوارم طول نکشه بیشتر از این :((...اگه میشه برام دعا کنید دوستای خوبم🙏🏻

۹ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰ ۱۳ اسفند ۹۶ ، ۰۱:۳۳
هانا

هر چقدر بیکار باشی 

خسته بشی 

غر بزنی، اخرش هیچی بهت نمیرسه 

باید وایسی و خراب شدن رویاهات رو ببینی

باید شکستو قبول کنی و راهی بری ک سال قبل دلت نمیخواست 

تلاش کن ک اخرش راضیا باشی از خودت

درکت میکنم اشکالی نداره این دو روز رو...اما دیگه خسته نشو خستگی معنی نداره اون وقتی ک نتایج رو میبینی اونوقت ک بابا مامان چشم انتظاهر کارتن. .‌... 

اصن خوب کردی اما دیگه باید بلند شی بنظرم دپ شدن کافی باشه 

کنکور تنها راه تغییر زندگیه و نباید از دستش بدی دلم نمیخواد سال دیگه دلت بخواد ک بیشتر میخوندی ... 

تو هنوزم عقب نموندی تلاش دی ماهت رو نابود نکن 

خوابیدن اصلن هم خوب نیست اینهمه خوابیدی ک چی ..چیزی عوض شد؟؟ها؟؟

ب جا اینکه عید غصه ت بیاد ک کاش برنامه اسفند اجرا میکردم  بگو ایول چه خوب اجرا کردم :)

بیا و بنویس داری منظم میخونی و ثانیه ب ثانیه ش حلالته*_*

بیا بلکه بعدا با لبخند این پشت کنکوری رو مرور کنی و ب خودت افتخار کنی 

مهم نیست تهش چی میشه ..خدا راه رو میبینه و همین کافیه:)


+ امروز با مشاورم صحبت کردم ...بیچاره کلی حرف زد کلی انگیزه داد ...

منم ک طبق معمول اشکم دم مشکه و منتظر  حرفی بودم تا بترکم ...چرا ؟؟ و من بغض کردم هر چقدر کلنجار رفتم نشد و اخرش هم ب پهنا صورت ...بله 

بیرون ک اومدم ب خودم تشر زدم تو چقد ضعیفی هانا ..چه وضعیه:/

دلم نمیخواد جلو کسی گریه کنم اما نمیتونمم:/ اما خوب بود الان راه نفس کشیدنم باز شده ،قراره فردا بترکونم و امروز ب ایندم و ب خودم فکر کنم شایدم ی سری ب رفیقم زدم :) 

من از هیچکی کمتر نیستم هدفم حق منه باید بهش برسم باید تلاش کنم باید ایندم و بسازم باید من ایندم و انتخاب کنم%  


۶ نظر موافقین ۶ مخالفین ۱ ۱۱ اسفند ۹۶ ، ۰۷:۳۱
هانا

گاهی آنقدر بدم می آید

که حس میکنم باید رفت

واقعا می گویم

گاهی دلم می خواهد بگریزم از اینجا

حتی از اسمم، از اشاره، از حروف،

ازاین جهانِ بی جهت که میا،که مگو،که مپرس!


گاهی دلم می خواهد بگذارم بروم بی هر چه آشنا،

گوشه ی دوری گمنام

حوالی جایی بی اسم،


بعد بی هیچ گذشته ای
به یاد نیارم از کجا آمده،کیستم، اینجا چه می کنم.

بعد بی هیچ امروزی

به یاد نیاورم که فرقی هست،فاصله ای هست،فردایی هست.

راهی نیست

باید چمدانم را ببندم

راه بیفتم...بروم.

ومی روم

اما به درگاه نرسیده از خود می پرسم

کجا...؟!

کجا را دارم٫ کجا بروم؟


+همین ظهر اینقدر خوب بودم ک میخواستم مث دیروز فول تایم بخونم اما شب ...هوووف 

افکارم اینقدر نامتمرکزه ک هر طرف پر میزنه و کاری از دستم انگار ساخته نیست ..عصبانیم اما بی دلیل ! دلم میخواد اینقدر خوارکی و غذا بخورم ک بترکم همین! :( 

کاشکی اونقدری وقت بود ک میتونستم از علاف بودن خسته شم بعد دوباره بیام درس بخونم و بگم خداروشکر از بیکاری دراومدم ..تابستون اینو گفتم نه؟؟ بگم غلط کردم  ؟بگم مستی کردم؟؟ بگم خوشی زده بود زیر دلم؟! ک دلم میخواست بیکار نباشم و کم بخوابم :///  


++بوی عید ب مشام شما هم نمیرسه یا فقط من ذوقم کور شده؟!!! 


۱۰ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۰۸ اسفند ۹۶ ، ۲۳:۵۲
هانا

دیروز ب خاطر مرگ خانوم بازیگر فکرم درگیر شد ر چی برنامه ریختم پنبه شد اصن مرگ فکرمو درگیر میکنه این شد ک ١٢ساعت نخوندم و ب مشاورم یک ساعت اضافه پیام دادم:||| خدایان مرا ببخشایند:(((

الانم همش دلم میخواد بگم اصن لعنت بهت ب من چه ک مرد :///  مرسی اه

اما امروز ب کوری چشم شیطون دارم خوب پیش میرم ولی جوجه رو امشب باید شمرد:/

جمعه هم از جوایز نفیس خبری نیس من ک شنبه نخوندم ب جاش جمعه باید بخونم :// خوب بهت میاد://

میترسم مشاورم کم کم ناامید شه ی هفته س ک درس حسابی نخوندم :( خودم احساس میکنم اب روغن قاطی کردم :|

اینقد بالا پایین شدن برای چی اخه

و ای اسفند چقدر زود داری میگذری جانا!!..مهلت بده:/ همین ک بیدار میشم شب شده:| مسئولین رسیدیگی کنن!!!

موافقین ۹ مخالفین ۰ ۰۷ اسفند ۹۶ ، ۱۱:۲۳
هانا
ی مدتی بود ک از اوجی ک تو ساعت مطالعه م بود فاصله گرفتم خیلی نه اما برام مهمه واسه همین کمتر مینویسم و هم اینکه موضوع خاصی نیست
فقط اینبار تلنگر من از الهه منصوریان بود همون ورزشکار ک ماه عسل اومد و براشون گریه کردم و افتخار کردم بهشون
نوشته بود:این انتخاب توئه ک گریه ت برای پیروزی باشه یا ترسو بودنت(من میگم تلاش نکردن😉)
بله خلاصه هر دفعه ب یکی متفاوت نیاز پیدا میکنم
دیروز بعد عمری رفتم دندونم رو صاف و صوف کردم و ی خرید کوچک:))  عاقا یه سوال این گاردای سیلیکونی چرا اینقد زود کثیف میشن :(( سرچ کردم چیز مفیدی برای پاک کردنش نیافتم :((( کسی راهی دارع؟؟؟
دیروز توی راه یهویی ماشین پنچر شد ..بارون هم شدید خب مسلما سخت بود برای بابا و خیلی حرص میخورد و من میگفتم خیره ایشالا ناراحت نشو بیخیال خیری توش هست بعد معطلی ک پیش اومد راه افتادیم
بله اون جلو تر کوه ریزش کرده بود ی ماشین بیچاره له شده بود فقط اینو بگم که خدا با ی اتفاق کوچیک مارو از ی اتفاق بزرگ نجات داد و دستش هم درد نکنه هزار بار شکر:) دیگه بقیش با شما;)
منم برم درس بخونم ک اخر هفته بتونم ی فیلم توپ ب خودم جایزه بدم باشد ک توقف نکنیم:/ 
پ ن :راستی سر فرصت میخونمتون دوستان ببخشید کمتر کامنت میذارم🙈
 
۵ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۶ اسفند ۹۶ ، ۰۹:۵۴
هانا

دیشب ک یهویی تی وی رو روشن کردم و دورهمی رو دیدم خیلی غافلگیر شدم 

میترا حجار بود بازیگری ک عاشق فیلمش با رامبد(صورتی)م و هر بار پخش کرده من نشستم پا تی وی

میبینید دخترای ساده چقد ب دل میشینن *_* عجیب ب دلم نشست( پس خواهرم ساده باش 😁😝) 

هر چقدر بیشتر حرف میزد با خودم فک میکردم این همون چیزیه ک من برا خودم تو رویاهام تصور میکردم 

دختری ک ب چند جای دنیا سفر کرده تجربه بدست اورده و حرفی برای گفتن داره ، خیلی اهل کتابه و روان و زیبا و تاثیر گذار حرف میزنه .. 

عضو این کمپین و این چیزاس مث همین محیط زیست و غیره 

و چقد دلم خواست من میترا حجار بودم من بخشی از خودم رو توی میترا دیدم 

عجیبه اون نه پزشک بود و نه هیچ کدوم از رشته هایی ک من میخوام اما من دوس داشتم جای اون بودم

شاید کمتر دلم خواسته جای ی پزشک باشم یا اصلن نخواستم فقط خب دلم میخواد شغل پر درامدی داشته باشم بلکه بشه اون بالایی هارو تحقق بخشید ..خب خارج رفتن و تحصیل اونجا و زندگی کردنش پول میخواد:/  اما خب فقط این نیست کتاب ک میشه خوند مطمینم ی روزی هم سفرهایی ک دلم میخواد رو میرم 

حرفایی ک درمورد محیط زیست و ایران میگفت خیلی خوب بود و ای کاش همه درک میکردن ..من خودم خیلی میترسم از روزی ک اب نباشه ..بیاید از خودمون و خانواده مون شروع کنیم من همیشه تو مصرف اب ب مامان تذکر میدم عادت خیلی بدیه ک حیاط بشوری واقعا خیلی لازم نیست:/ ..و این پلاستیکایی ک ول میکنیم توی طبیعت خصوصا ک عید مسافرتا و تفریحات زیاد میشه مراقبت کنیم ، ب قول میترا حجار زمین باز هم خودشو باز سازی میکنه همونطور ک سالها قبل بود این ماییم ک از بین میریم این ما هستیم ک توش نفس میکشیم 

 

من اگه من نبودم میترا حجار بودم:))

پ ن:دیشب چیزای دیگه ای هم ب ذهنم اومد ک بنویسم اما بسیار خوابم امدندی 😑 

۵ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۴ اسفند ۹۶ ، ۱۰:۰۴
هانا

ینی جدا هیشکی نبود بخواد پیامی به من بده و حالمو بپرسه 

چه بیشعور و بی معرفت 

همش چشممو ب در تلگرام میدوزم ببینم کسی منو یاد کرده اصن!! خصوصو اخر هفته ها اما درییغ

خیلیم نیاز دارم با یکی حرف بزنم ...

و فاجعه اونجاس ک سرما خوردم :/ اصلن دلم نمیخواد باور کنم سرما خوردم؛||

چند روزیم هست زیاد نخوندم ..هیییی ..شاید چون عصبانی م مشاور نسبتا عزیز برام ساعت بندی کرده و تو هرساعت گفته فلان کناب بخون ایا این کارو خودمم نمیتونستم بکنم ؟!گفته بودم من از مشاور شانس ندارم؟؟ دوبارهمیگم شانس ن د ا ر م:/ با منم بحث نکنید:| حتی نمیگه چندتا تست بزن نمیگه ریاضی اینو بخون:| از همینجا بهش خسته نباشید میگم و تنها دلیلی ک موندم اینه که خب کارنامه خوبی داره و خیلیا پیشش بودن پزشکی اینا قبول شدن خدا ب منم کمک کنه:/

دلم میخواد بی دغدغه بخوابم  

یادم باشه تابستون هفته ای دوبار بیشتر از تلگرام گوشی استفاده نکنم و بخوابم بیشتر :| کتاب بخونم 

اصن ترجیح میدم کتاب بخونم تا اینکه با اون بی معرفتای نامرد حرف بزنم و پیام بدم بهشون تنهاشدنو ترجیح میدم ..اصنم از دستشون ناراحت نیستم:( 

حالا اگه از همشون بپرسید چرا پیام نمیدی اگه نگفتن ما نمیدونیم تو کِی هستی! تف کنید تو صورت من:| 

عایا این منطقیه :| !!!!! بخدا منم انلاین نباشم پیام میرسه و جواب میدم:///

++🍁🍁🍁

مانده تا برف زمین آب شود

مانده تا بسته شود این همه نیلوفر وارونه چتر

ناتمام است درخت

زیر برف است تمنای شناکردن کاغذ در باد

و فروغ تر چشم حشرات

و طلوع سر غوک از افق درک حیات

مانده تا سینی ما پرشود از صحبت سنبوسه و عید

در هوایی که نه افزایش یک ساقه طنینی دارد

و نه آواز پری می رسد از روزن منظومه برف

تشنه زمزمه ام

مانده تا مرغ سرچینه هذیانی اسفند صدا بردارد

پس چه باید بکنم

من که در لختترین

موسم بی چهچهه سال

تشنه زمزمه ام ؟

بهتر آن است که برخیزم

رنگ را بردارم

روی تنهایی خود نقشه مرغی بکشم

۱۸ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۳۰ بهمن ۹۶ ، ۱۱:۱۸
هانا

امروز از آن روزها بود ک دلم خواست خودم را وردارم بریزم دور...

از آن روزهایی ک فقط زورم ب یخچال میرسد 

ک زل میزنم و بی هدف و بدون برداشتن چیزی درش را میبندم ..لعنتی!!!

از اون روزهایی که حتی خودت حال خودت را نمیفهمی

از آن روزهایی ک دلت قانون شکنی میکند 

بر خلاف فرمان عقل میتازد

و میگوید گور بابای هر چی کنکور و گوارش مواده :// بیگیر بخواب:|  

و هیچ توضیحی دقیقی نداری برای کم کاری ک تحویل مشاور بدی 

رباط ک نیستم ؟؟؟ هستم؟؟؟ :(((( 

 امروز به عبارتی بسیار شت بود:|

خب تف دیگه :// 

++بارون ..عجیبه برخلاف قبلنا بارون رو دوس دارم خصوصا از اینا ک خیس میکنه...زمینا حسابی دارن سیراب میشن زمین داره امده میکنه خودش رو برای ی فصل جدید.. 


خدا جون خوب بگذرد لطفا...

خدا جون بیشتر هوامو داشته باش ببخش ک من بی معرفتم تو ب بزرگی خودت ببخش :( 



۲۹ بهمن ۹۶ ، ۰۱:۰۹
هانا



فاجعه نه جنگ جهانیست نه کمبود آب ؛

نه حتّی نابودی جهان !

فاجعه نبودن توست درست زمانی

که میخواهمت ...



۲ نظر موافقین ۸ مخالفین ۱ ۲۸ بهمن ۹۶ ، ۱۴:۰۰
هانا

سر ازمون ک بودم برای اختصاصی ها ب چیز خوردن افتادم و قول دادم تست بزنم حتی اگه درس رو فول بودم اما تست بزنم 

تست بزنم 

تست:/

و تست:|

این سه هفته کیفیت فدای کمیت شد ..خودم اینطور فکر میکنم! :( کیفیت افتضاح بود 

متنبه شدیم باشد ک رستگار شویم -_-

++ ۵۰۰تا افت :( با وجود ساعت مطالعه تقریبا منظم و خوب اما...تشریحی خواندن هوووف خستگی تو تنم موند(الکی مثلن خیلی خوندم) :))

وقتی کارنامه رو اوردم خدا خدا کردم میانگین همه کم باشه(خدا منو ببخشه خخخ) و همینطور بود تقریبا :))

خلاصه اگه شرایط سخته برا همه سخته با تلاش بیشتری ب پیششش^_*

++همچنان در وضعیت خود بی بی فیس پندار ب سر میبرم(کسی نمیفهمه فارغ التحصیلم*_* :)))

+++شما هم نوشته ها و مطالب قدیمیتون رو می خونید چند وقت ی بار ؟؟یا من مریضم!! :|| من لذت میبرم از اینکه بدونم سال قبل این موقع چیکار میکردم و حالم چطور بوده واسه همین نوت هامو میخونم انگار ک نت های ی دختر بچه غرغرو و بی صبر بوده ..شایدم شرایط ایجاب کرده اما یقین دارم برای من سال اولی ک پشت کنکور موندم سخت تر از امساله!! ..امسال اما با اعصاب و تمرکز و همینطور روحیه بیشتردرس میخونم:) 


۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۷ بهمن ۹۶ ، ۱۳:۱۵
هانا