بلندی های بادگیر

طرحی از یک زندگی :)

بلندی های بادگیر

طرحی از یک زندگی :)

بلندی های بادگیر

تو هیچوقت شکست نمیخوری.
یا برنده میشی یا یاد میگیری از یک راه دیگه برنده بشی.
:)

ماجراهای دانشگاه و خوابگاه

دوشنبه, ۲۳ مهر ۱۳۹۷، ۰۲:۲۰ ب.ظ

رفت و امد ازخوابگاه ب دانشگاه ساده تر از اونی بود که فکر میکردم!

بعد از مستقر شدن توی بلوک ١٢ و پیوستن دوستام ب من لج بازی و اذیت های ترم اخری ها برای بیرون انداختن ما شروع شد ...اولش اصلن فکرشم نمیکردم اینطور باشن ناهید میگفت ما ساکت و درس خونیم شبا زود میخوابیم اما کاااملا فرق داشتن و وقتی فهمیدن دوتا دیگه از دوستام میان شروع کردن ب شلوغ کردن و لج !!!

ما گاهی جبران میکردیم و گاهیم خسته میشدیم ..کیمیا از اولش قصد کرد بریم اما من نمیخواستم کم بیاریم!! 

خیلی دنبال سوییت های خالی گشت تا بالاخره بلوک ٤ رو خاالی یا کم جمعیت یافت 

در یکی از اتاقا دکترای حقوقی رو دیدیم ب شدددت امل ،دهاتی  و از همون اول میخواست گربه رو دم حجله بکشه!! چون وعده ظرف شیتن های شبانه خودش رو داد🤦🏼‍♀️ و رسما دوس داشت ما نریم ماهم واقعا حوصله این یکیو نداشتیم

اتاق طبقه پایین رو رفتیم دونفر بودن و باهم ٥تا میشدیم ..بسیار باحال و گرم بودن و یکیشونو سر کلاس تاریخ دیده بودم:))  

ب اونجا نقل مکان کردیم دیشب ... و باهم وسایل رو مسافت تقریبا طولانی جابه جا کردیم کمر برامون نموند البته:/

و ناهید با کمال میل توی جابه جایی سریعتر کمکون کرد:| (اونا از شرور های خوابگاهبودن!) 

+ توی دانشگاه ی عالمه دوستای کیمیا نام پیدا کردم و منو پریسا (حلال زاده پیام داد:))) ) از دست اسمشون ب ستوه اومدیم:)) پریسا منو یاد قبلنای خودم میندازه شیطون و پر انرژی ! با کلی حرف که تمومی ندارن:))) 

کیمیا و پری ازم خواستن دعوتشون کنم خوابگاهم کنجکاو بودن ببین چجوریه:)) 

وقتی منتظر الی بودم که بیاد باهم برگردیم خوابگاه کنار دختری با مانتوی زرد قشنگ و جذاب نشستم سر صحبت باز شد و فهمیدم تربیت بدنی میخونه و بسیار راضی و ترم ٧ اما توی غیر انتفاعی در حال تدریس:( دلم خواست و تا شب بهش فکر کردم

اما شب توی خوابگاه مهسا با لیسانس پرستاری سر کار نرفته بود و لیسانس شیمی ازاد اومده:/ میگفت خیلی کثیفه کارش!

دختر بعدی ارشد راون ش عمومی داشت.. و ناراضی و پر از حسرت که چرا بازم برا کنکور تلاش نمرده و حالا حسرت دوستای پرستار و ماما ش رو میخورد بیچاره و بد تر هم اونجاس که خودش با٦٠٠٠دوستش با رتبه ٣٠٠ بالینی نیاورده بود :// اینقددررر سخت شده-_- خیلی تشویقم کرد کنکور بدم و دست نکشم چون هنوز سنم کمه (همشون دوس داشتن معلم میبودن!) 

+ تمام درسا برام خسته کننده ان و خوابالود ب درسا گوش میدم و یه گوش در و یکی دروازه س!!شاید چون هنوز خسته م شایدم علاقه ندارم:(

اما در این میان فیزیولوژی اعصاب و غدد خیلی دوست داشتنیه:) دیروز نورون و سیناپس رو تدریس کرد:)))

+دیروز مامان بابا اومدن دنبالم منو بوسیدن و من خنده م گرفت که ای بابا فقط دورو نبودما:)) رفتیم پی خرید کتابام و یخورده خرید لباس:) ❤️❤️ 

تو کتاب فروشی کتاب دست دوم خواستم چون من ممکنه موندگار این رشته نباشم ! چندتا پسر توی مغازه بودن و وقت خوندن اسم کتابا برای کتاب فروش نگاهاشونو حس کردم بی توجه کتابارو تحویل میگرفتم که بابا با یکیشون صحبت کرد ..میگفت گفته من همه اینا رو دارم نیازشون ندارم بهش میدم.. بابا قبول نکرد (شایدم اعتماد نکرد!)و گفت من تورو از کجا پیدا کنم و منم ناراحت بودم کاش دختری بود که خودم میرفتم ازش بگیرم:/ کتاباهم ب هر حال گرون شدن:دی

ی گارد صورتی هم از همون مغازه همیشگی خریدم ..میخواست٥٠تومن بده بهم:/ گفتم دفعه قبل اومدم گفتی ٣٥ الانم که گفتی جنس نیاوردم چرا اینقد گذاشتی روش😏 اونم همون٣٨داد:/ حالا دلم پیش رنگ مشکیه موند:( کاش همه رنگاشو داشتم:(

لباس فروشی رفتیم برای خریدن ی بلوز استین دار برای روی دامن چین دارم:) شاید٢٠تا نشونم داده که نخواستم و کلی شرمنده شدم قسمت نوجوانانه اش برای خواهرم خواستم که پیدا کردم 😋بعدم نشون دادم ببین من از این میخواستم بزرگترین سایزشو رفتم پوشیدم اندازه بود و با کلی خواهش تکی ازش خریدم چون من شلوارشو نمیخواستم  گفتم رو دیت که نمیمونه میفروشه:دی 

جورابای رنگارنگ پاییزی هم خریدم😍😁 کاش عروسکی هم پیدا کنم:) از جوراب سفید و طوسی خسته شدم.

_ جدیدا احساس میکنم افسرده شدم..هم شرایطشو دارم هم از عوارض قرص راکوتانه-__- تصمیم دارم برم پیش ی مشاور روانشناس !! هم برای بهتر شدن حالم(میدونی حتی وقتی خوشحال میشم اشک تو چشمام جمع میشه و بغض میکنم یا وقتی ی صحنه احساسی میبینم:/ اوک نیو تو امتحان رزمی از همه بهتر شد و کلی ازش تعریف کردن ،اون لبخند دندون نماشو تحویل میده اما من اینور براش بغش کردم و چشمام براق شد!!! )

 بیشتر بخاطر روشن شدن هدفم برای خودم من هنوز نمیدونم میخوام چیکاره بشم و نباید باوجود این چندسال اینطور باشه! ب همه رشته ها علاقه دارم اخه:// ولی هنوز با مامان بابا درموردش صحبت نکردم


**رمانی رو دارم شروع میکنم که بنظرم خیلی جذذاب میاد، ایرانیِ;)



موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۷/۰۷/۲۳
هانا

نظرات  (۶)

کلا تجربه نشون داده هیشکی از موقعیتی ک هست راضی نیست 
والسلام:/
پاسخ:
هیچکس هیچکسم نه :)) ولی اره تقریبا!!!!
بابا کتاباشو ازش میگرفتیییی :) این امر کاااملا طبیعیه تو دانشگاه.حتی بعضی دانشگاه ها واسه این کار گروه های 2000 ممبره دارن.لازم نبود پول بدی :)
من خودم سه تا از کتابهامو از بچه های دیگه رایگان گرفتم
پاسخ:
توی کتاب فروشی دیدمش .. بابام قبول نکرد همون اولم دنبال دست دوم گشتم خوشش نیومد :/ گفت مثلن میخوای صرفه جویی کنی؟:| اما بنظر من خیلی بهتره:))
والا خبر ندارم! دیگه  نو خریدم سه تاشو

کم نیااریاا :* 
پاسخ:
اوهوم ،باید راهیو که انتخاب کردم تموم کنم:)*
امم یه چیزی رو نفهمیدم دقیقا
گفتی لیسانس شیمی ازاد اومده "ومیگفت خیلی کثیفه کارش"؟
+ترم اول و دوم که هستین، بقیه ی بچهای خابگاه اذیت میکنن. حق آب و گل دارن لنتیا:))) اما ازشون دور باشی بهتره..یه سری عادات غلط به ادم منتقل میکنن. 
+مبارکه:))) هم گارد گوشیتون و هم جورابای پاییزی:))) هر چی جوراب زشته واسه ما مرداست:))) 
هر جا هستی دلت خوش و قرص به هدفات
پاسخ:
نه پرستاری بوده حالا اومده شیمی .. و میگفت یاد پرستاری میفتم حالم بد میشه
نه اینا اخرش بودن عفریته ها :// اوهوم!
ممنونم:) هر چند از رنگ گارد پشیمون شدم و عزاشو گرفتم:| اره حق میدم:)))) شمام همش سفید سیاه طوسی:))
ممنونم همچنین :)
اونی که ارشد روان میخوند از تجربی واردش شده بود؟ چرا ناراضی بود؟با 3000 آزاد قبول نشدن؟یا دولتی؟
چرا همشون دوست داشتن معلم بشن؟:/
واییی چقدر سوال پرسیدممم:)))))
پاسخ:
نه ولی از اول عشق تجربی بوده یکی از معلماش باعث شده بره انسانی و اون گفت نمیبخشمش
نه حتی ازاد:/ !!! ٣٠٠ عزیزم-_-
چون شغل خوب و راحتی:) و تضمینی!
اشکالی نداره:))) راحت باش:*
۲۳ مهر ۹۷ ، ۱۴:۴۲ آسـوکـآ آآ
الهی که زودتر مطمئن شی از مسیرت و موفق باشی:-)
پاسخ:
ممنونم عزیزم :) میدوارم:(

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی