بلندی های بادگیر

طرحی از یک زندگی :)

طرحی از یک زندگی :)

بلندی های بادگیر

.
.
از من تا حال خوب مسافت زیادی باقیست...

در ابریشم عادت اسوده بودم که بعدش رفتم اینستا!!

دوشنبه, ۱۵ مرداد ۱۳۹۷، ۰۴:۱۲ ب.ظ

چند روز پیش اینقدر دیگه حالم بد بود و انگار با خودم لج داشتم تصمیم گرفتم بر خلاف عقیده م و اینکه توصیه بقیه که اینستا خوب نیس نصب کنم و اکانت بسازم که با خودم بگم ب خودم مربوطه:// اما ناشناس طور! ..که راحت باشم 

اما بعد از ساختش باز ناراحت بودم حس عذاب وجدان داشتم که اصن من چرا اینستا دارم:-| من اینجا چیکار میکنم

رفتم سر وقت پیج یکی از بازیگرای خودمون و باورتون نمیشه نشستم تمام پیجایی که فالو کرده بود تک تک دید زدم و بعضا خودم فالو کردم اون لباس فروشیاش رو! 

دیگه بماند با هر پیجی که میدیدم همش میگفتم چرا یه اشتراکی با من نداره اصن چرا اینارو دنبال کرده چرا مثلا کیم کاردشیان و یا ی سریا که اسمشون یادم نیس!!یا ی سری لختی:دی ! من برای خودم عجیبم !

توی تمام عمرم اینقد احساس غریبی نکرده بودم:/

و بعدشم تمام وقت گشت و گذارم همش میگفتم ...لعنتی خوش ب حالتون چه قد راحتین !!!

و طی یک تصمیم انتحاری تصمیم گرفتم ی وقتیم دنبال بازیگری برم.. خیلی خوشاینده برام درست مثل کتاب خوندن که انواع زندگیارو تجربه میکنی اما اینبار تو خودت نقشی داری خیلی جذابه:)

دلم میخواست تمام دغدغم ست کردن لباسام برای فلان جشنواره میبود:| 

نه گندی که ب کنکور زدم!:(( اصن یادم نمیرم ی لحظه م میام فراموش کنم انگار دوباره از بلندی هلم میدی توی یه دریای بزرگ که عمق نداره و خفم میکنه

یک درمیون باشگاه میرم ..همشم توی خونه چپیدم تو اتاقم (حالم خوب بشه ..خدا میدونه کِی بشه) متنفرم از این وضعیت:( 

تصمیم گرفتم جوری انتخاب رشته کنم که برم اما راهی داشته باشم که دولتی رو بتونم دوباره شرکت کنم اما ته ته دلم انگیزه ای برای کنکور دوباره نیس 

اما جوابی که میگیره یه جمله س انگیزشو پیدا میکنی باید بتونی...! چون این چیزی نبود که من میخواستم حتی شده فقط برای اثبات خودم ب خودم و ب بابا مامان بازم باید بتونم اما اینبار در کنار تحصیل ...امیدوارم البته!

دارم در به در توی پس توهای وجودم دنبال ی انگیزه میگردم برای اینکه بتونم دوباره خودم پیدا کنم...

درسته که سپردم ب خدا ولی باز میترسم:(

مشاورمم گند زده ب اعصابم شیطونه میگه زنگ بزنم و همه چیو فراموش کنم و عصبانیتمو سرش خالی کنم سه روزه هی امروز فردا میکنه ی سوالم رو جواب نمیده بیشعوووررر اه://// خب بگو نمیدونم اصن 


 

موافقین ۸ مخالفین ۰ ۹۷/۰۵/۱۵
هانا

نظرات  (۶)

من سال دوم دانشگاه اینستا نصب کردم هیچ کس هم نمیگفت بده.اما واسه کنکور اکانتمو غیرفعال کردم و الان که بیشتر از یک ماه از کنکورم میگذره و دوستام اصرار دارن که برگرد نمیتونم خودمو راضی کنم.میدونی وقتتو سر چیزی هدر میدی که حتی یه ذره هم به دردت نمیخوره و هیچ وقت هم برنمیگرده.من نمیگم الان از تمام لحظاتم بهترین استفاده رو میبیرم ولی حداقل الان بهتره.واقعا اعیتاد آوره اما اگر میتونی کنترلش کنی و اگر دوست داری امتحانش که ضرر نداره.عذاب وجدان نداشته باش
من خیلی از بچه ها رو دیدم که با همین تصمیم اومدن داشنگاه حتی برای ارشد هم میگن میریم آزاد سال بعد امتحان میدیم اما خیلی کم دیدم که این کارو عملی کنن.دانشگاه خیلی وقت میگیره.نه درس خوندن همه چیزش.فضاش وقت گیره.حالا خودت میری میبینی اما کسایی هم بودن که بعد از هفت سال کنکور دادن اون چیزی که میخواستن قبول شدن.کاملا بستگی به خودت داره.حتما مشورت کن اما تصمیم آخرو خودت بگیر
پاسخ:
اره واقعا هیچی نداره منم بزودی بازم حذفش میکنم:)) فقط خواستم بگم رییس منم:دی :)))
خیلی مزخرفه!!!
اع!!! ای بابا:)) والا چی بگم من شنیدم کسایی بودن ترم ٢مرخصی گرفتن نشستن درس بخونن! 
البته قبلش خدا خدا میکنم رشته خوبی از چیزایی که گذاشتم برام بگیره که مجبور نشم دوباره کنکور بدم:/ ازش متنفرم://
امان از دست این مشاور هااا
خوبی هانای عزیز ؟
پاسخ:
:)) باید بسازیم دیگه:))
مرسی یاسمین جانم :*❤️❤️ تو چطوری :)؟ 
۱۶ مرداد ۹۷ ، ۰۰:۰۸ علیــ ـرضا
:/ 
چرا نصب کردی آخه 
پاسخ:
خود ازاری داشتم فک کنم:|||| 

منم پارسال بعد کنکور همین تصمیم رو داشتم گفتم میرم پرستاری و همزمان میخونم واسه دندون درحالی که بعدش فهمیدم چون روزانه میخونم امکان کنکور دادن نیس اصلا😑ولی اصن نمیدونم چی شد که رفتم دانشگاه همه چی یادم رفت اونقد سرم شلوغ شد و کل هفته از 8 صب تا 6 غروب سرکلاس بودم که تنها چیزی که یادم نموند کنکور بود..فقط شب میرفتم خونه و بیهوش میشدم!ینی خیلی به خودم فشار میاوردم درسای دانشگاهو میتونستم بخونم فقط!مخصوصا که ترم اول درسامون پایه ای بود و سخت😑بعدشم منطقی فک کردم و دیدم من حق خودمو از کنکور گرفتم لابد بیشتر از این حقم نبوده!دیگه قرار نیس هی بیام نقشه بکشم و دوباره درس بخونم تا حقی رو احیا کنم...اینا رو نگفتم که پشیمونت کنم فقط میخوام بگم حس الانت کاملا عادیه من اول از همه امیدوارم که تو مث من نباشی و اونقد مصمم باشی که دوباره برگردی و حقتو بگیری..ولی اگرم خدایی نکرده نشد باور کن کنکور آخر راه نیس اونقد رشته های دیگه هست که میتونی ادامه بدی و به جایگاه بالایی برسی:*
پاسخ:
من اگه پرستاری بگیره که باز خوبه و گرایش ارشد میتونم ب چیزی که دوس دارم نزدیک شم! اگه که نشه و بخوام ی رشته سطح پایین تر برم دلم میخواد باز کنکور بدم ...اره همین حرفو مشاورم بهم گقت که درس داری و سخته ولی یه جا خوندم ترم اول که عیچ ترم دوم مرخصی گرفته و خونده برای کنکور و قبولم شده:) شاید شد باید دید خدا چه مسیری پیش و روم میذاره!!!
اره خب چون روزانه بودی نمیشده مگر انصراف میدادی:)) 
مرسی که تجربه ت رو گفتی پردیس جون:* 
همچنین خودت:)
۱۶ مرداد ۹۷ ، ۰۰:۰۲ آسـوکـآ آآ
مشاور رو ول کن
بهترین مشاور خودتی و خودت بهتر از همه میدونی الان چه رشته ای رو بخونی بهتره، چه رتبه ای می خواد، چه ترازی می خواد و ...
برو با یه روانشناس صحبت کن و نذار اینقدر تو خودت فرو بری...

پاسخ:
اخه خیلی مطمئنه :/ تقصیر اونم نیس من خیلی عجولم:-| 
والا چی بگم ... روانشناسم مث بقیه قراره بگه کنکور اخرش نیست و فلان فعلا دلیلی برای خوشحالی پیدا نکردم برای خوب بودن چرا اما خوشحالی نه!
اینستا کاملا افسرده کننده هست 
من خصوصا دوستای خودم میبینم ک با کمترین تلاش دارن رشته های خوبی میخونن اعصابم خورد میشه 
من کاملا خودکار اولین فکری ک صب بعد بیدار شدن ب ذهنم میرسه ک چرا اینجوری شد؟
چرا رتبم این شکلی شد؟
چرا پس دختر عمم تو همه مهمونی ها شرکت کرد و رتبه اش بهتر شد 
چرا اون یکی فقط دو ماه خوند و سه رقمی ریاضی شد
چی میشد منم ی بار باخیال راحت سرم میذاشتم رو بالش وباخیال راحت برش میداشتم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی