بلندی های بادگیر

طرحی از یک زندگی :)

بلندی های بادگیر

طرحی از یک زندگی :)

بلندی های بادگیر

ما با هیچ کس اتفاقى آشنا نمیشیم،
حتما دلیلى بوده که مسیرشون با ما تلاقى کنه:)

سوتی دهندگانیم + امروز

شنبه, ۱۴ بهمن ۱۳۹۶، ۰۸:۰۳ ب.ظ

دیشب وقت خواب سر درد شدیدی داشتم  میگم شدید نخون شدید ناجووور بود در حال ترکیدن بود اما فشارش که میدادم بد تر شد همه خواب بودن و من نشستم و گلاب بروتون کمی حالت تهوع داشتم

نمیدونم کی خوابم برد

صبح حالم خوب بود تا الان که دوباره سردردم داره اوج میگیره ...از اون سردردا که با تکون دادن سر بدتر میشه :(

حوصله نداشتم فشار خودمو بگیرم بعد اینکه بابا برگشت رفتم فشارمو بگیره ......فشار توی رگ هام بزور ب 8 میرسه ی لحظه بغض کردم :| 

 فشار افت کرده با وجود اون پسته وکنجد و اب میوه وانجیر خشکی که نوک زدی :| برام تعجیه !! (نمیدونم چرا دلم خواست ناز کنم و بگم بیاح اینم نتیجه زیاد درس خوندن:))))

تصمیم گرفتم ی چشم پزشک برم مبادا علتش چشمم باشه چون گاهی نوشته های ریز اذیتم میکنن ...نمیدونم امیدوارم اشتباه کنم

و اما   :/

سوتی بزرگ سال ب انتخاب خودم :)))

مدیونید اگه فک کنید من راه ب راه سوتی میدم:|

دیشب بعد عمری مهمونی رفتم بگو خب:)) من اهل چایی نیستم اصولا(فقط سبزشو دوس دارم) اما هوس کردم یکی بردارم وبا اون شکلاتای چشمک زن بخورم ی پیش دستی کوچیک شیشه ای برداشتم و فنجونم رو گذاشتم روش

بعد همینطور تو فکر بودم و عالم هپروت که نا خوداگاه و غیر ارادی اصن:| چایی رو خالی کردم تو بشقابه:|||||||من فقط حواسم نبود انگار تو خلا بودم چون نه حرفی میشنیدم نه ب چیز خاصی فکر میکردم و اریلکس ب جاری شدن چایی لعنتی توی بشقاب مینگریستم:/ " و وای بر ان شب  "

نمیدونستم تعجب کنم ؟ گریه کنم؟ یا بخندم؟ جالبه بعدش هول شدم و میخواستم چایی بشقابو هورت بکشم که ناگهان مغزم دیقه90 دستور داد دیواانه خالیش کن تو فنجون تا همین ی ذره ابرو هم نرفته :|   بی فرهنگی نثارم شد از طرف اقای پدر که خنده ام رو تشدید کرد ..

 (وی سوت زنان و یواشکی از افق محو میشود)

موافقین ۶ مخالفین ۰ ۹۶/۱۱/۱۴
هانا

نظرات  (۹)

شاید میگرنه 
شاید بخاطر باد سرد که خورده باشه به سرت
و احتمالا بخاطر ضعیفی چشمه 
خودم چند وفت پیش عینکی شدم ولی هنوزم که هنوزه سردرد خوب نمیشه به عینک عادت ندارم
انشالله خوب شی..
خیلی حساس نباش ..اتفاق خاصی نبود که..به همشون لبخند بزن:)
پاسخ:
احتمال هر سه تاش هست:(  خیلی ممنونم:) توهم همینطور
🙃ok
۱۵ بهمن ۹۶ ، ۱۱:۲۰ مریــــ ـــــم
تا هیشکی نفهمیده بود هوورتش میکشیدی
:دی
پاسخ:
اینقد خجالت زده شدم ک حتی سرمو نگرفتم بالا ببینم کسی دیده یانه :/
:)))
پیش میاد
پاسخ:
:))
خداکنه دیگه نیاد:| 

مهمونی فامیل بود؟ یا دوست خانوادگی؟ 
پاسخ:
فامیل خداروشکر:/
😁😂😂😄😄😄

ان شاالله که چیزی نیست ولی دکتر برو یه معاینه ضرری نداره:)
پاسخ:
🙈😁😁
ممنونم :) ..اوهوم ببینم کی وقت میشه:/
وایی  هانا (((: فک کنم واقعا اثرات زیاد درس خوندنِ

ایشاالله دیگه دردی نیاد سراغت :*
پاسخ:
:))) چی بگم!
ممنونم عزیزم:)
منم جدیدن هم چشمام ضعیف شده هم سر درد های عجیب و غریب و شدید میگیرم
سردرد رو که با چای زنجبیل خوبش میکنم لامصب معجزه میکنه 
ولی چشمام )):
میدونم ضعیف شده اما حوصله ندارم برم چشم پزشکی چون میدونم برام عینک مینویسه و حوصله عینک نیز ندارم )):
پاسخ:
اخی:( من کلن حوصله مطب رفتن ندارم://
ایشالا توهم زود خوب شی
امیدوارم که هرچه زود تر خوب بشید

عاشق شدی رفت

اثرات عاشقیه

ممنون که موجبات خنده و شادی مارو در این لحظه فراهم کردی
پاسخ:
ممنونم :)
نه بابا 😅حالا فک کن کسی ک تمام مدت تو خونه س عاشق چی میتونه بشه جز ی مشت کتاب و در و دیوار:)))
خواهش میکنم :)))
حتماچشم پزشک برودرکنارش مغرواعصابم برو منم همینطوربودم گفتن میگرن عصبی دارم
اون لحظه یی که مهمونی بودی وتصورکردم خیلی عالی بودی عالییی😕
پاسخ:
مرسی باشه :) خودمم ب میگرن مشکوک شدم طی تحقیقات اینترنتی:( 
افتضاااح بود:/ 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی